از هر کاهی کوه میسازه سر هر چیزی که به خانوادم ربط داره دعوا و مرافه راه میندازه همش میگه من خوبم اونا بدن فلانن،دیگه اعصاب برام نذاشته بنظر شما چه رفتاری باهاش داشته باشم که کلا بیخیال خانوادم بشه اینقدر گیر نده
ببین بابای منم با مامانم همینطوری بوده الانم هست ولی پیر شده از تکوتا افتاده مامانمرابطه رو به حد اقل رسوند و اینکه اصلا حساسیت نشون نده ولیزیادهمرونده هرچیزی دلشمیخواد بگه ج
اگه فهمیدی باید چیکار کرد بمنم بگو مال من ک سه ساله سر ی فتنه ک زیر سر مادر و خواهرش بود و اصلا ربطی ب خانواده من نداشت قطع ارتباط کرده با خانوادم دلم خونه
خیلی جدی راهش رو جدا کن هر موقع میخواید برید منزل مادر پدرت تنها برو به خانوادت دروغ بگو مثلا بگو کار داشت نیامد و ...بعد به شوهرت بگو تا زمانی که یاد نگرفتی روی هر رفتاری حساس نباشی و شر به پا نکنی همینه.کسی مجبورت نکرده بیای خونه پدر و مادر من.و خودت هم منزل پدر مادرش نرو.و اگه واقعا پدر مادرت چیزی میگن که باعث رنجش شوهرت میشه حتما بهشون تذکر بده تا تکرار نکنن.