2777
2789
عنوان

اضطراب من خیلی عجیب و شکنجه کنندست.

187 بازدید | 12 پست

یدفعه وجودم پر از اضطراب میشه و باعث میشه احساس عذاب وجدان و نا امیدی و گناه داشته باشم و بعد از چند دقیقه به اوج خودش میرسه و خب دستام یخ میزنه بغض میکنم و میخوام گریه کنم

ذهنم میره سمت گذشته و حالم بد میشه به اتفاقات چند سال قبل فکر میکنم و میگم نکنه این اتفاق واسه اطرافیانم بیفته نکنه تحت تأثیر چند تا صحبت مزخرف قرار بگیرن و دست به کار اشتباهی بزنن و خب من نگران میشم و به اون روزی که چنین اتفاقی افتاده فکر میکنم. و ت از نزدیک شدن به آینده ام میترسم که یدفعه چنین اتفاقی بیفته

و دلم میخواد فقط از این احساس مزخرف فرار کنم.

من فقط میخوام حالم خوب باشه همین...

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

وای چقد دقیق گفتی منم همینجوریم تازه وسواس فکری هم بهش اضافه شده و فراری بودن از آدما  خیلی نا ...

منم وسواس فکری دارم. 

وسواس فکریم رو تونستم کنترل کنم اما دچار اضطراب شدم😑

منم وسواس فکری دارم.  وسواس فکریم رو تونستم کنترل کنم اما دچار اضطراب شدم😑

چجوری کنترل کردی 

من همش حس منفی به ادما دارم 

با صدای زنگ استرسم و تپشم بیشتر میشه 

با دیدن دو سه نفر از نزدیکانم تپش میگیرم

دوس دارم کسی مزاحمم نشه

من همیشه حس میکنم یه چی سرجاش نیست یه چی کمه یه عذاب وجدانی ته دلمه اونم بیشتر نسبت به پدر مادر وخواهر برادارامه پدرم زمین گیره ومن چون خودم بچه وشوهر وخونه زندگی دارم هیچوقت دو روز ازش مراقبت نکردم بقیه خواهر برادرامم نکردن جورش افتاده گردن مادر بدبختم بمیرم براش .مادر دردت به جونم .هرکی این پستو خوند دعا کنه پدرم از این وضع دربیاد همه خودش زجر میکشه هم مادرم هم ما

اگه پستی گذاشتم که ناراحت شدین به بزرگی خودتون ببخشید بعضی وقتا آدم تویه لحظه از رو عصبانیت نمیدونه چی میگه دقیقا مثل خودم .
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792