2777
2789
عنوان

روزهای من

| مشاهده متن کامل بحث + 89385 بازدید | 876 پست

مونا جان یه داستان خیلی خلاصه و کوتاه رو تعریف میکنم

من زمانیکه متاهل بودم یه نفر  اومد تو زندگیم و روابط خانوادگی بسیار قوی و نزدیکی رو ایجاد کرد

طوری شده بود که همسرم بشدت بهش ایمان و اطمینان داشت

ولی اون فقط و فقط بخاطر نزدیک شدن بمن وارد این رابطه ی خانوادگی شد

دیگه طوری شده بود من وقتی تو فضای خانوادگیمون بود نفسم میگرفت اینقدر حس خیانت در خودم بوجود اومده بود

خلاصه سر یه جریانی شد که رفت که رفتتتتت برای همیشه


باور میکنی هنوزم همسرم یادش میکنه به نیکی و من همچنان عذاب وجدان دارم

اینم اشاره کنم هیییییچ ارتباط فیزیکی خاصی بینمون بوجود نیومد تو اون دوره ولی چون خودم از احساس اون ادم مطلع بودم ...عذاب می کشیدم


حالا اینو گفتم که بگم تا حدودی درک میکنم این حس دو گانه ت را ولی ببین 

وقتی  با خودت خلوت میکنی ...ببینی حس نزدیک بودن  به امیر و دیدن هر روزه ش در درونت قویتره یا بودن کنار اصلان و دخترت و یه زندگی بظاهر اروم و بدون امیر


مونا جان یه داستان خیلی خلاصه و کوتاه رو تعریف میکنم من زمانیکه متاهل بودم یه نفر  اومد تو زند ...

چقدر نزدیک به سرگذشت من بوده زندگیتون، همین دیگه نمی تونم انتخاب کنم، واقعا عاشق همسر و دخترم هستم و اون کشش و شوق یه حس ممنوعه رو نمی تونم مقایسه کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من واقعا دلم برا امیر میسوزه ولی اصلان خیلی  انسان محترمیه تو یبار حرف قلبتو گوش نکردی و حرف عقلو انتخاب کردی میخام بهت بگم کاملا. در مورد اصلان و امیر بی‌طرفم و من نمیتونم بگم کدومو انتخاب کن ولی  اونیو انتخاب کن   و اونی کنار بزار ک احساساتتو له نکرده باشی و خودتو رها نکنی  از چیزیم نترس مهم تویی و انتخابت حداقل برای کسی مهم نباشه واسه خودت قابل احترامه  فقط خودتو باور کن

من واقعا دلم برا امیر میسوزه ولی اصلان خیلی  انسان محترمیه تو یبار حرف قلبتو گوش نکردی و حرف عق ...

اگر دخترمون به دنیا نیومده بود خرج کردن این جسارت که میگین برام راحت تر بود، خانواده ی من آدم های ضعیفی هستن بعید می دونم بتونن بار بزرگی رو تحمل کنن

چقدر نزدیک به سرگذشت من بوده زندگیتون، همین دیگه نمی تونم انتخاب کنم، واقعا عاشق همسر و دخترم هستم و ...

ببین من خیلی کوتاه تعریف کردم جریان ۵_۶ ساله م رو

اینقدر اون ادم موجه بود که هیچ احدی در مخیله ش نمیگنجید هدف اصلیش چیه ولی خب...

منم اوایلش هیجان داشتم و راغب

ولی گم کم فهمیدم داره به زندگیم ...شخصیتم...روحیه م و کل ماهیتم لطمه میزنه

و بهش گفتم

دیگه مبارزه کردم با نفسم و موفق هم شدم

البته ناگفته نمونه خیییییلی وقتها توی زندگیم میسش میکنم ولی نه بخاطر احساسی که بمن داشت  و شعفی که بهم میدادب

خاطر ادوایزهاییکه تو شرایط منطقی و مطلوب برای پیشرفت زندگیم بمن و همسرم میداد که شاید همین حس الانم ناشی از خودخواهی من باشه


بهرحال الان که نیستش با تمام کمبودهایی که هست رو

بیشتر از زمانی که بود ترجیح میدم

چون نتیجتا زندگی خانوادگیم با تمام نوافقصش الویت بالاتری داشت و داره

اگر دخترمون به دنیا نیومده بود خرج کردن این جسارت که میگین برام راحت تر بود، خانواده ی من آدم ه ...

درسته درکتون میکنم واقعا شرایط سختیه ولی  با این ترسم  نمتونی ادامه بدی یا بشین با امیر حرفاتو بزن که تو شراط سختیم و دارم اذیت میشم اگه واقعا منو دوست داری از زندگیم برو بیرون اگه نشد واقعا نظرم اینه ک همه چیو ب اصلان  بگیدو بقیشو دست اصلان بسپری

اگر دخترمون به دنیا نیومده بود خرج کردن این جسارت که میگین برام راحت تر بود، خانواده ی من آدم ه ...

وای چه فکر اشتباهی

 تو الان در ایدآل ترین حالت ممکن هستی 

اگه ی روزی میخواستی از همسرت جداشی و با امیر ازدواج کنی فک نمیکنم ارج و قرب اولیه رو پیشش داشتی 

اگه زندگیت با شکست بود بعد با اون میرفتی بعد ی مدت که عادی میشدین شاید منت میذاشت

اگه زندگیت با موفقیت بود بعد بخاطر عاشقی با اون ازدواج میکردی بازم بعد عادی شدن حس شک و و خیانتو و...

بهر حال حس و حال گذشته قبل از ازدواجت با امیر هیچ وقت برنمیگرده ی چیز از دست رفته است

و در آخر همونی ک میگی این وصال ممنوعه شوق برانگیزه

وگرنه بعد ازدواج با امیر هم همین روند عادی شدن بازم میومد

ی چیز دیگه

این ارج و قرب و احترامی ک الان براش داری بخاطر موقعیت خوب زندگیتم هست اینکه در هر حال آنقدر پشتکار داشتی و موفق عمل کردی که بدون اونم موقعیتت تحسین برانگیزه

وای چه فکر اشتباهی  تو الان در ایدآل ترین حالت ممکن هستی  اگه ی روزی میخواستی از همسرت ج ...

دقیقا همینه، این شوق روزهای اول کم کم از بین میره و روند طبیعی هر رابطه است با هر آدمی که باشی،با این حال فکر می کنم من و اصلان هنوز بعد از ۶سال زندگی مشترک خیلی برای هم اشتیاق داریم.

می دونین باید امیر و کارهاش رو ببینید که متوجه بشید من چقدر آدم خویشتن داری بودم توی این سالها.

دقیقا همینه، این شوق روزهای اول کم کم از بین میره و روند طبیعی هر رابطه است با هر آدمی که باشی،با ای ...


آخی....بله حتما همینطوره 

تو نمونه ی انسان واقعی هستی ...با ارزش...با عزت نفس و شیر پاک خورده

چون هر کسی جای تو بود ی کوچولو خلاف میکرد

احسنت ب دستهای زحمتکش پدر و مادرت

این پاک بودنو با هیچی عوض نکن🌹

 مونا  خودتو در روز مشغول چکارایی میکنی؟  ورزش  کار هنری  درس تفریح راستی ...

ورزش می کنم فقط و‌کتاب می خونم

اقامت چند ساله یه کشور دیگه رو داریم ولی همسرم باید خودش فعلا اینجا باشه برای کارش، منم دوس ندارم بدون اصلان برم بمونم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792