2777
2789
عنوان

روزهای من

| مشاهده متن کامل بحث + 89386 بازدید | 876 پست
ورزش می کنم فقط و‌کتاب می خونم اقامت چند ساله یه کشور دیگه رو داریم ولی همسرم باید خودش فعلا اینجا ...

به امیر قرصاتو نشون بده   بگو ببین تو باعثشی  اگه واقعا دوستم داری بزار برو    بزار زندگی کنم  اگه هم نه بدون تو عاشق نیستی خودخواهی

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

گلم امیر چطوری الان مثل میخ چسبیده به زندگی شما خوب چند سال پیش همینطوری میچسبید.بنظرم شایدم اشتباه کنم امیر چند سال پیش شمارو در این حد نمیدید و حتی فکر نمیکرد با یه پزشک ازدواج کنی و خوشگلتر هم بشی (به قول خودت بعد ازدواج خوشگلتر هم شدی) .حالا مطمئن شده چه گوهری رو از دست داده و میخواد این گوهر رو از دست اصلان دربیاره .امیر بلده شما رو چه جوری وابسته خودش کنه اگه اینجوری ادامه پیدا کنه آخرش یا مریض میشی یا اون اتفاقی که نباید بیفته میفته.

حالا بریم جلوتر فرض کنیم با امیر ازدواج کردی .اولش با تمام مشکلات بهت خوش میگذره .بعد یه مدت که عشق تعدیل شد و جای خودش رو به عقل داد میبینی که همه چی رو باختی هم اصلان هم آوا هم خانوادت هم آبروت و هم شور واشتیاق امیر. کسی که بیشتر از همه ضرر میکنه خودتی.

ودر آخر اینکه مطمئن باش با رفتن امیر خیلی راحت میشی فقط چند روز اول یا چند هفته اول برات سخته بعدش تا آخر عمرت راحت زندگی میکنی .فقط باید با خودت مبارزه کنی و اون الماس وجودت رو نشون بدی

میبینم دختر پاک و خوبی هستی و این همه غذاب میکشی ناراحت میشم و الا من زیاد اهل سردرد دادن نیستم.



گلم امیر چطوری الان مثل میخ چسبیده به زندگی شما خوب چند سال پیش همینطوری میچسبید.بنظرم شایدم اشتباه ...

دقیقا... یه بار همت کنه محکم باشه امیررو از زندگیش دور کنخ  دیگه راحت میشه کلا

سلام 

اول اینکه همون‌طور که خودت گفتی این احساسات چون ممنوعه ست اینقدر جذابه 

دوما شنیدی میگن از دل برود هر آنکه از دیده برفت .باور کن چون دائم جلوی چشمته در عین حال ازش دوری اینقدر کشش داری .خیلی ها به عشق مجردیشون نمیرسن ولی چون جلوی چشم نیست راحت میتونن کنار بیان مخصوصا اونایی که همسر خوبی نصیبشون میشه درسته یه موقع یاد میکنن ولی آونقدری نیست که زندگیشون بهم بریزه 

سوما که مطمئنا همش سعی در انکار داری اینکه چه تو چه امیر اگه ادعای عشق دارید باید برای آرامش طرف مقابل از لذت با هم بودن بگذرید اول خواستم مثل خیلیا بگم امیر اگه دوست داشت نمیموند می‌ذاشت می‌رفت بعد دیدم خوب تو هم مثل اون دلت نمیاد بذاریش کنار .چون همون‌طور که اون واسه تو جذابه برعکسشم صدق می‌کنه حتی قضاوت هم نمیکنم چون غلبه بر نفس حتی برای خیلی آدمهای مذهبی هم سخته حالا شما که میگی سبک زندگی آزادی هم داری خیلی چیزا رو بد نمیدونید پس کارت سخته ولی برای آرامش خودت و امیر باید بگذری

خدایا خودمو بهت میسپارم
اگر دخترمون به دنیا نیومده بود خرج کردن این جسارت که میگین برام راحت تر بود، خانواده ی من آدم ه ...

ببین مطمعنا اگر واقعا عاشق اصلان بودی حاضر به همچین مقایسه ای نبودین یعنی الان چیزی که محکم کرده پاتو توی زندگیت دخترت هست نه اصلان که اگر دخترت نبودش الان شاید راحت‌تر میتونستی از اصلان بگذری پس تویی که اینقد واست مهمه که بقیه دخترا به رابطه تو و امیر حسادت کنن درحالی که امیر هم هیچ جا واست کم نذاشته و تموم حسای خوبی رو که امیر بهت داده هزار برابرش رو اصلان هم بهت داده ولی بازم امیر هستش و یعنی ته دلت دوست داره امیر باشه کنارت که اینجوری اصلا درست نیست به قول خودت چون شش سال با اصلان زندگی کردی به بودنش عادت کردی و فک میکنی عاشقشی در حالی که اگر واقعا عاشقش بودی به خاطرش حاضر میشدی از امیر بگذری با تمام سختیاش

مونا جان قبل از اینکه نظرم رو بگم میخام بدونی که کاملا درکت میکنم و میدونم تو چه برزخی هستی. منم نمیگم تجربه مشابه اما تجربه ای نزدیک به حس و حال الانت رو داشتم.

میخوام بهت بگم حس ممنوعه بودن اون رابطه خیلی از واقعیت اون رابطه جذابتره. و میخوام بدونی آرامش زندگی الانت تکرار نشدنیه. اینو از منی که تجربه دارم بپذیر و خودت رو آزار نده دوست عزیز

بچه ها ببخشید جواب کامنت ها رو ندادم، فرصت نکردم راستش

دیروز رفتم پیش امیر، 

الانم باید اون سفری که اصلان گفت رو می رفتیم، توی مسیریم، سر فرصت براتون می نویسم

بچه ها ببخشید جواب کامنت ها رو ندادم، فرصت نکردم راستش دیروز رفتم پیش امیر،  الانم باید اون س ...

سلام مونا جام سفرت به سلامت 

هروقت فرصت کردی بنویس ما مشتاقیم

من همش بین استراحت درس خوندنم میام چک میکنم نی‌نی‌سایتو به امید شما🥰

سلام مناجونم خوبی؟مناجان خیلی مراقب باش خیلی زیاد ببین حتی وقت هایی که تو و امیر هم هستین از گذشته حرف نزنید امکان داره که همسرت شنود گذاشته باشه جایی واقعا پیش میاد من دیدم،زمانی که تعریف کردی که رفتین خونه امیر شمارو تنها گذاشت اینا همش نقشه هست خواسته واکنش هارو ببینه پس فقط مراقب باش

این همه خودداری کرده ای و اشتباهی که دچارش نشده ای بابتش بخوای جواب بدی

اینقدر هم خودتو اذیت نکن در اصل تو زمانی که متاهل شده ای همیشه متعهد بوده ای نگرانی های الکی نداشته باش که اصلان شک کنه

سلام به نظر من بهترین راه اینه که شما و همسرت برید پیش مشاور درست و حسابی 

چون این غوغایی که درون شماست الان چند برابرش درون همسرتونه

یکم خودتونو بجاش بزارید الان ممکنه به هر چیزی فکر کنه 

به نظرم به جای موندن تو این جهنم پیش مشاور تکلیفتون روشن میشه و اصولی در موردش حرف میزنید 

دیگه نه شما اذیت میشید نه همسرتون

چون ممکنه الان همسرتون فکر اینکه شراکتشو با امیر به هم بزنه هم کرده ولی شرایط کاری مانعش شده باشه 

پس به نظرم با یه دید وسیعتر باید به مسئله نگاه کرد

موفق باشید🌹🌹

خدایا شکرت

سلام مونا خانم 

چرا خودتو گول میزنی عزیزم؟؟؟

شما خیلی وقته در حال خیانت به همسرتون هستین با حرفها و کامنتهای بقیه هم خودت رو گول نزن در ضمن اگر اینجوریم ادامه بدی زندگیت داغون میشه از اون طرف بعد شش ماه امیرم نگات نمیکنه یکم قوی باش چقددد ضعیفی آخه 

روت میشه تو صورت آوا نگاه کنی؟؟؟؟؟؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792