2777
2789
عنوان

روزهای من

| مشاهده متن کامل بحث + 88998 بازدید | 876 پست
اصلان پشت خطم بود قطع نمی کرد، گفتم امیر باید جواب اصلانو بدم. نفس کشیدم جواب دادم، گفت خوبی عزیزم؟ ...

مونااا

حدسم درست بود... و خیلی دور از انتظار نبود... نمی دونم اونایی ک این حرف رو پخش کردن کی بودن.. اما مونا تو کاری نکردی.. بلندشو هر کاری ک یکم حالتو بهتر میکنه انجام بده.. خودتو جمع و جور کن.. عادی باش... همسرت اومد خونه هم عادی باش.. پاشو مونا.. وقت تنهایی حق داری کم بیاری...اما جلو بقیه نه.. حتی اصلان

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مونااا حدسم درست بود... و خیلی دور از انتظار نبود... نمی دونم اونایی ک این حرف رو پخش کردن کی بودن. ...

الان اومدم بیرون حتی نمی تونم گریه کنم

امیر بهم پیام داد که این دختر رو سگ محلش کردم می خواست نزدیک شه برای همین این حرف رو زده، اصلانم در جریان بود از قبل که این دختره چکار داره می کنه. اینجا نمی تونم بگم چرا دختره این  به ذهنش اومده، ولی امیر یه هدیه خیلی نفیس برای من گرفته بود نمی دونم اینا از کجا متوجه شده بودن برای همونه

اگر امروز اصلان ازت پرسید با امیر حرف زدی تلفنی.. منکر نشو.. بگو اره با شنیدن اونحرفا با هردوتون میخواستم حرف بزنم.. 

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

اگر امروز اصلان ازت پرسید با امیر حرف زدی تلفنی.. منکر نشو.. بگو اره با شنیدن اونحرفا با هردوتون میخ ...

خودمم همین فکرو کردم، حتی اگر ازم می پرسید با کی حرف می زدی ، می گفتم امیر بوده

امیر دوستم بوده صحبت کردنمون خیلی عادیه برای اصلان، البته عادی بود نمی دونم باید چکار کنم الان

اگر امروز اصلان ازت پرسید با امیر حرف زدی تلفنی.. منکر نشو.. بگو اره با شنیدن اونحرفا با هردوتون میخ ...

می تونم جثری نقش بازی کنم که اصلان اگر شک کرده از بین بره، ولی دوس ندارم فریبش بدم

الان اومدم بیرون حتی نمی تونم گریه کنم امیر بهم پیام داد که این دختر رو سگ محلش کردم می خواست نزدیک ...

اصلا کار دختره و تفکرش دور از انتظار نیست... پس عادی باشهر چند سخته... خودتو پیدا کن بعد برو خونه.. 

هر کسی هم باشه حتی اگر تو گذشته با امیر اشنا نبوده ناراحت میشه با این حرفا.. پس طبیعیه ناراحتیت.. اما تو فکرش نرو.. 


ولی با ی هدیه اینجور فکر کردن واقعااا.. عجب ادمایی

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

می تونم جثری نقش بازی کنم که اصلان اگر شک کرده از بین بره، ولی دوس ندارم فریبش بدم


اخه تو کاری نکردی... ولی کاری رو بکن ک میدونی درسته... اگر راجع ب گذشته بپرسه، راستشو بگو

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

خودمم همین فکرو کردم، حتی اگر ازم می پرسید با کی حرف می زدی ، می گفتم امیر بوده امیر دوستم بوده صحب ...

چیزی عوض نشده.. الانم عادیه. 

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

اصلا کار دختره و تفکرش دور از انتظار نیست... پس عادی باشهر چند سخته... خودتو پیدا کن بعد برو خونه..& ...

نمی دونم الان واقعا مغزم کار نمی کنه، چندبار پیش اومده که من با امیر رفتم جلسه ها رو، شاید اونجا دیدن

هدیه یه وسیله ی شخصی خیلی گرون قیمته، می دونم به چشمشون اومده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792