2777
2789
عنوان

روزهای من

| مشاهده متن کامل بحث + 88932 بازدید | 876 پست

من دیدم آدمایی که دور و برم بودن که همیشه فداکار بودن  بخاطر این فداکاری مفرطشون چه ضرر ها که ندیدن و کمکشونم اونقدر چشم گیر نبوده چون این فداکاریشون اجازه نداده هیچوقت پیشرفت خاصی کنن تهشم بزرگواریشون به چشم نیومده یجورایی انگار وظیفه بوده دیگه...   ولی اونایی که دور و برم بودم که شخصیتشون اینجوری بوده که اول خودم بعد بقیه  هم خیلی پیشرفت کردن  هم کمکاشون خیلی موثر تر بوده هم کمکاشون خیلی به چشم اومده و تقدیر و تشکر میکنن همش ازشون


ببخشید شما از من ۹ سال بزرگتری همسن خواهر منم هستین اتفاقا  تجربه اتون بیشتره من نمیخوام نصیحتتون کنم ولی چیزی که از شخصیت شما فهمیدم اینه که خیلییی فداکار و بفکر دیگرانین و همش مراعات دیگرانو میکنین   و همیشه دارین تحمل میکنین که به روح و روانتون خیلی صدمه میزنه    یا مادرشوهرتون یا خواهرشوهرتون یا برادرتون یا خانم برادرتون یا پدر مادرتون الانم همسرتون

بعد ببخشید اونجا که دارین میگین چون برای سهمم تلاشی نکردم وابستگی ندارم...  معذرت میخوام میدونین کجا دارین زندگی میکنین؟ اینجا ایرانه   خیلیی از مردم الان تو کوچیکترین و ضروری ترین وسایل زندگیشون براشون یه دغدغه است   چرا نگران آینده نیستین؟ نگران و بفکر آینده دخترتون؟   برای سهمت تلاشی نکردی؟ همین استرس ها و نگرانی ها و حال بدی هاو دکتر ها و اینا همه تلاش برای همین سهمه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من دیدم آدمایی که دور و برم بودن که همیشه فداکار بودن  بخاطر این فداکاری مفرطشون چه ضرر ها که ن ...

حرفتون درسته، من متاسفانه اینکارو انجام میدم، و ضربش رو خودم می خورم، با درمانگرم هم در موردش خیلی صحبت کردم ولی هنوز که بهتر نشده

بعد ببخشید اونجا که دارین میگین چون برای سهمم تلاشی نکردم وابستگی ندارم...  معذرت میخوام میدونی ...

من گاهی به خونه و زندگی و وسایلمم احساس تعلق نمی کنم چون خودم به دستشون نیاوردم، یه بار به درمانگرم گفتم اصلان دوست داره مهاجرت کنیم ولی من می ترسم، از اینکه اونجا چکار کنم. گفت خب کاری مه اینجا می کنی رو اونجا هم بکن، گفتم من اینجا فقط شوهر کردم، اونجا هم باید فقط همین کارو بکنم که برام هیچ دستاوردی نیست

نمی دونم، اگر چیزی متوجه شده چرا می خواد خودمونو قربانی کنه؟ درسته امیرم ضرر می کنه ولی این سهم امیر ...

شاید داره تورو امتحان می کنه.. شاید میخواد فقط موافق باشی باهاش

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

شنبه صبح زود بیدار شدم، یعنی بیدار شدم از شدت نگرانی دیگه خوابم نبرد، پاشدم با اصلان صبحانه بخورم، ا ...

من الان این قسمتو خوندم... ظاهرا حدس کامنت قبلیم درسته

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

مونا همسرت  انگار یه چیزی فهمیده که گفته نظر امیر و قبول داری

نمی دونم ولی ما همیشه به هم این حرفو می زنیم، حالا نه در مورد امیر ولی خیلی ازش استفاده می کنیم

حسم میگه هر چیهست زیر سر خواهر ویا اون دختری که قبلا گفتی شک کرده به رابطه شما وامیر 

خدای مهربونم همیشه تو زندگی دستمو گرفتی ورهام نکردی همیشه بهترین ها رو بهم دادی بهترین شعل همسر پخونهخانواده بچه دوستان وهمکارلن حتی تو فضای مجازی مهربونترین ادم ها رو سر رهم قرار دادی خدایا میدونم دخترم به لطف خودت خوب میشه راه میوفته حرف میزنه هیچ جیز غیر ممکن برای خدا وجود نداره میدونم نا امیدم نمیکنی 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  19 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  18 ساعت پیش