2777
2789
عنوان

روزهای من

| مشاهده متن کامل بحث + 88932 بازدید | 876 پست

دوستش حرف های جدیدی گفت، مشاور حقوقی بود و تعهدات قرار داد به نظرش عجیب بودن.

کلافه شده بودم، باهام اومد تا سوار بشم ، گفتم امیر خودت یه کاری کن لطفا، من دوس ندارم جلوش وایسم، اصلان برام خیلی ارزشمند و مهمه، دوس ندارم ناراحتیشو ببینم.

گفت می دونم، باشه بازم سعیمو می کنم، منم نمی خوام ناراحتیتو ببینم.

مسیرمون تقریبا یکی بود، پشت چراغ قرمز پسری که گل می فروخت اومد کنارم می گفت شیشه رو بدم پایین، شیشه رو دادم پایین گفتم، من گل نمی خوام، گفت اون آقا ماشین سورمه ایه اینا رو برای شما خرید، همه ی گل های نرگس دستشو داد به من، ۴ تا بسته بزرگ بود، گفتم همشو خرید، گفت آره

گفتم حالا میشه منم یه شاخشو بردارم بقیشو بدم به خودت؟

گفت باهاش قهری؟ نه نمیشه خانم، دلش می شکنه ناراحت میشه من اگر پسشون بگیرم، ببخشش حالا این بار به خاطر من

گفتم باشه فقط به خاطر خودت

به امیر نگاه کردم که داشت ما رو می دید، لبخند زدم سرمو تکون دادم ازش تشکر کردم، چشمک دوتایی زد .


صبر کردم حرکت کنه، پشت سرش رفتم، رفت سمت مجموعه، منم همون سمتی رفتم ، چند دقیقه بعدش رفتم توی پارکینگ، گل ها رو برداشتم بردم بالا، اصلان توی دفترش نبود، گل ها رو گذاشتم توی گلدونش روی میز ، خانم حقیقی می خندید، گفت خانم دکتر چقدر قشنگ بودن، منتظر نمی مونین دکتر الان میان، گفتم نه ، سلام برسونین بهشون و اومدم سمت خونمون

ولی مونا ب نظر من نمیخواد مقابل اصلان قرارت بده.. ببین اگر چنین چیزی میخواست ک صرفا میگفت بگو نه و م ...

نمی دونم، اگر چیزی متوجه شده چرا می خواد خودمونو قربانی کنه؟ درسته امیرم ضرر می کنه ولی این سهم امیر از مجموعه یه صدم ثروت خود امیرم نیست، انقدر اسیبی بهش وارد نمیشه که، بیشتر خودمون ضربه می خوریم

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

مونا جان بنظرم امیر راست میگه کوتاه نیا بخاطر آینده دخترت هم که شده کوتاه نیا اگه همه چی از دست بدین ...

چون برای این سهمه تلاشی نکردم بهش وابستگی ندارم، ولی درست میگین

اگر می خونین اینجا رو و هستین بهم بگین، اینکه بدونم حرفامو می شنوین برام خیلی خوبه🤍

سلام مونا جان.من از اول پیگیر تاپیکات بودم ولی به صورت خاموش.

شرایط سختی داری واقعا،ان شاءالله خدا بهترین راه رو جلوی پاتون بزاره🤲

سلام مونا جان.من از اول پیگیر تاپیکات بودم ولی به صورت خاموش. شرایط سختی داری واقعا،ان شاءالله خدا ...

ممنون شکوفه جان که برام کامنت گذاشتی، همین که می دونم واقعا شرایطم سخته برام بهتره، چون گاهی شک می کنم نکنه من ناتوانم که فک می کنم شرایط سخته و در واقعیت شرایطم سخت نیست

اگر می خونین اینجا رو و هستین بهم بگین، اینکه بدونم حرفامو می شنوین برام خیلی خوبه🤍

اینکه بهت گفت قول شفاهی بهشون داده و نمیشه

نشون میده که اگه برخلاف تصورش بشه ممکنه غرورش و حس قدرتی که میخواسته نشون بده تو مجموعه داره خدشه دار بشه

بیشتر عصبانیتش از همینه

ی فکری کن ک هم غرور همسرت حفظ بشه 

حرفشم ۲ تا نشه 

بیشتر دنبال ی چیزی باش ک بتونه اونا بپیچونه

دیگه ساز مخالف نزن باهاش

اصلا مخالفت نکن دیگه اون حس قدرتی ک میخواد رو بهش بده 

اما

توجه اش رو ببر ب شکستی ک میخورید و برای جبرانش چ خسارتی باید بدی و اینکه نظر دیگران مهم نیست و اگه ضرر کنید بیشتر پیش دیگران خراب میشه مجموعتون و اینا 

بیشتر از اینده بگو

اینکه بهت گفت قول شفاهی بهشون داده و نمیشه نشون میده که اگه برخلاف تصورش بشه ممکنه غرورش و حس قدرتی ...

فک نکنم خیلی نگران این مورد باشه، چون بارها پیش اومده و با یه راهی رفع و رجوعش کردن، به نظرم بیشتر بهانه است که منو تحت تاثیر قرار بده

از دیروز عصر دیگه اتفاقی نیفتاده 

مونا  منطقی تصمیم بگیر... چرا همش تو مراعات دیگرانو میکنی؟  چرا تو همش مراعات برادرت و زنشو بچشو مادر و پدر و شوهرتو میکنی؟  اصلان مراعات تو رو کنه یکم‌...

ببین با این حجم فداکاری که داری خودتو نابود نکن  یکم خودخواه باش و بفکر خودت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  13 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  13 ساعت پیش