2777
2789
عنوان

روزهای من

| مشاهده متن کامل بحث + 89328 بازدید | 876 پست
نه عزیزم حماقت نیست عاشق و بدنبالش سردرگمیه فقط حواست باشه این وسط خودت از امیر خواستی که بره!! ...

باید خیلی خوب ذره ذره از بین رفتن خودمو مدیریت کنم، گاهی پشیمون میشم که چرا گفتم بره😭

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

بنظرم رفتی هم بگو خونه رو بزنه به نام همسر خودت چون اگه به نام تو بزنن خواهرشوهرت میگه چشم نداشت به ...

به اصلان گفتم امروز من اون خونه رو هم نمی خوام، خونه ی مامانمم نیومدم برای قهر، اومدم یکم ذهنم آروم بشه 

باید خیلی خوب ذره ذره از بین رفتن خودمو مدیریت کنم، گاهی پشیمون میشم که چرا گفتم بره😭

نه عزیزم

قطعا هممون داشتیم ازین مدل روزها تو زندگیمون

گذشته و ما به بلوغ بیشتری رسیدیم

بزرگ شدیم و پخته تر


الانم روزهای اول دلتنگیه که توام شده با چالش جدید زندگیت

میگذره این روزها

الان فقط و فقط تمرکزت رو بذار روی روابطت با اصلان


الویت اولت همین باشه

همینکه گفتی نیومدی قهر افرین داری

این اولین قدم درستت بود  

به اصلان گفتم امروز من اون خونه رو هم نمی خوام، خونه ی مامانمم نیومدم برای قهر، اومدم یکم ذهنم آروم ...

موناجان اگه بی خیال باشی که بیشتر ازت سو استفاده میکنن باید یه جور تنبیه بشه کاش نمیگفتی ناراحت نیستی وقهر نیستی 

مونا از همسرت خبری نیست ؟ هیچ واکنشی نداشته این چند روز؟


چرا هر روز اومده پیشمون، امروز صبحم دیدیم همو برای صبحانه، حرفامو بهش گفتم که اعتمادم بهش از بین رفته، وگرنه پوله انقدر مهم نیست.

گفتم خونه رو هم نمی خوام به نام من کنی، اگر خواستی به نام خودت کن.

بهش گفتم من نیومدم خونه ی مامانم برای قهر کردن، می خواستم از اون فضای ناراحتی و عصبانیتم دور بشم.

دیگه اینکه اونم گفت خاضره هر کاری انجام بده که من خیالم راحت بشه، یه زمین و یه باغ داریم ، گفت اونا رو می زنم به نام خودت باشه که اینو قبول کردم. 

پرسید کی برمی گردیم خونه ؟ 

گفت خیلی خسته است، گفت کشش این همه گروکشی رو ندارم دیگه، گفتم خب تمامش کن، انتخاب کن که طرف خانوادت بایستی یا طرف من.

یه بار انتخاب کن و روش بمون.هر بار تردید نکن، هر بار بازنگری نکن،

منم خسته ام، منم دلم می خواد همسرم فقط حواسش به من باشه، که بدونه من از چه چیزی ممکنه ناراحت بشم و انجامش نده، با اینکه تو صد در صد می دونستی من از دونستن این موضوع ناراحت میشم بازم انجامش دادی و برام عجیبه ادعا می کنی که عاشق منی

چرا هر روز اومده پیشمون، امروز صبحم دیدیم همو برای صبحانه، حرفامو بهش گفتم که اعتمادم بهش از بین رفت ...

آخی ...راست میگه 

حتما این چند روز خانوادشم کلی غر زدن بهش 

خواهر شوهری که تو زندگیش مشکل داره معضل میشه واسه بقیه...امیدوارم زودتر ازدواج کنه و بره سر زندگیش

اینی ازش خواستی طرفدارت باشه همیشه یکم سخته چون شوهرت معلومه مامانیه

زمان میبره خیلی باید هوشمندانه رفتارکنی چند جا آتو بگیری ازشون تا شوهرت قطعا بیاد پشتت تو

بازم بابت کارش پشیمونه و داره جبران میکنه برات

آنقدر رو حرکات خانوادش ذربین نباش ی مدت رفتارتو تغییر بده

آنقدر مدل دوست داشتن همسرت رو با امیر مقایسه نکن

باور کن عشق زیاد نمیذاره نقص های امیر رو ببینی من مطمئنم اونم آدم کاملی نیست ولی تو الان اونو سوپرمن زندگیت کردی

حالا که ازت دوره چرا بازم فکرت آنقدر درگیره

کافیه خودت بخوای 

بخوای دیگه بهش فکر نکنی

پاشو ...پاشو و ی رنگ تازه بپاش ب زندگیت...بیکاری خودش فکر میاره فکر زیادم غم داره توش

هر جور شده حال و هواتو عوض کن خودتو سرگرم کن 


کار خوبی کرد امیر رفت 

ولی خونه رو از خانوادش بگیرید 

خدای مهربونم همیشه تو زندگی دستمو گرفتی ورهام نکردی همیشه بهترین ها رو بهم دادی بهترین شعل همسر پخونهخانواده بچه دوستان وهمکارلن حتی تو فضای مجازی مهربونترین ادم ها رو سر رهم قرار دادی خدایا میدونم دخترم به لطف خودت خوب میشه راه میوفته حرف میزنه هیچ جیز غیر ممکن برای خدا وجود نداره میدونم نا امیدم نمیکنی 
آخی ...راست میگه  حتما این چند روز خانوادشم کلی غر زدن بهش  خواهر شوهری که تو زندگیش مشک ...

همینه دقیقا، رابطمون خیلی رو به پیشرفت بود تا وقتی خواهرش جدا شد.

خیلی آتو گرفتم و خیلی بهتر شده ، خیلی حرفامو دیگه بدون اصرار و دلیل و برهان قبول داره ولی بازم خانوادش گاهی با احساس گناه و ناراحتی دادن بهش ازش باج می گیرن و متاسفانه عوض کردن این نوع رابطشون خیلی دشواره یا حتی ممکن نیست.

باور کن هر چقدر فکر می کنم از امیر بدی یادم نمیاد الان، اصلانم بدیش برام همین خانوادشه و البته اینکه منو به اندازه ی امیر بلد نیست هنوز.

متاسفانه آسیب های کودکی و ناامنی که توی وجود منه به بیشتر این معضل ها دامن زده

چرا هر روز اومده پیشمون، امروز صبحم دیدیم همو برای صبحانه، حرفامو بهش گفتم که اعتمادم بهش از بین رفت ...

مونا بشین با خودت فکر کن.... تکلیف دلتو مشخص کن یا اصلان یا امیر یکی... انتخاب کن و پای انتخابت وایسا هر طوری ک شده به خودت فکر کن خودتو خودت... اصلا ب دیگران فکر نکن و برا دلت یکیشو انتخاب کن و ب ارامش برس... گور بابای حرف مردم خوشبخت شو.دختر

انشاءالله حال دلت عالی بشه وامیدوارم امیر رفتهباشه


خدای مهربونم همیشه تو زندگی دستمو گرفتی ورهام نکردی همیشه بهترین ها رو بهم دادی بهترین شعل همسر پخونهخانواده بچه دوستان وهمکارلن حتی تو فضای مجازی مهربونترین ادم ها رو سر رهم قرار دادی خدایا میدونم دخترم به لطف خودت خوب میشه راه میوفته حرف میزنه هیچ جیز غیر ممکن برای خدا وجود نداره میدونم نا امیدم نمیکنی 
می بینی چقدر با من بازی می کنه این دنیا؟😭

سلام مونای عزیز خیلی خوشحالم که بالاخره قدرت مونا خودش رو نشون داد آفرین و هزار آفرین داری ،نخواه که به این زودی حالت خوب بشه هنوز چند روز نیست که رفته پس به این زودی های انتظار خوب شدن حالت رو نداشته باش،زیادم به منظور از قولی که گرفته شده فکر نکن،اگر این قول رو نمیگرفت به چه نشانه ای برای وفاداری میتونست که بره، والا با این حال خرابی و موضوعاتی که پیش آوردی میگم چقدر زود برای رسیدن و موندن سر قولتون پیش رفت داستان،چون دوست ندارم حال و روز الانتو پس بالطبع دوستم ندارم که داستانت حقیقت داشته باشه پس برای همین میگم که این ماجرای خونه خریدن اصلا نقطه و شروع مناسبی برای رفتن و کشیده شدن به سمت امیر نیست حداقل یه دلیل و موضوع با اهمیت باید رخ بده که دعا میکنم هیچوقت رخ نده. مونا باید قوی بمونه و این مسایل نباید دورت کنه از اصلان ،حتما میتونی بهترین تصمیم رو بگیری و به بهترین نحو موضوع رو جمعش کنی پس تو رو خدا الکی کم نیار🥰❤

همینه دقیقا، رابطمون خیلی رو به پیشرفت بود تا وقتی خواهرش جدا شد. خیلی آتو گرفتم و خیلی بهتر شده ، ...

در مورد همسرت نمی‌دونم چی بگم ولی حتما دوست داره و این که امیر تورو بلده چون واقعا عاشقته..

مونا بشین با خودت فکر کن.... تکلیف دلتو مشخص کن یا اصلان یا امیر یکی... انتخاب کن و پای انتخابت وایس ...

فکر کردم تصمیم گرفتم که به امیر گفتم بره ولی دلم براش تنگ شده😭احساس خفگی می کنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز