موناجان خیلی برات ناراحتم عزیزم.چه روزای سختی رو پشت سر میذاری😔😭
مگه امیر ازت قول نگرفت که هروقت مشکلی ناراحتی داشتی یادت باشه اون هست؟پس کاش زنگ میزدی بهش باهاش صحبت میکردی ازین جریانی که پیش اومده،درد دل میکردی اینجوری آرومتر میشدی به نظرم..حرف زدن و درد دل کردن با دوست آدمو سبک میکنه...کار اصلان خیلی بد بود حق میدم انقد ناراحت باشی از اصلان بعید بود همچین کاری...
و درمورد اون دلیل برگشت امیر میدونم خسته ای میگی توان نداری درکت میکنم عزیزم اما کاش میپرسیدی کاش یه بار برا همیشه خیال خودتو راحت میکردی اینجوری فقط ذهنت بیشتر درگیر میشه آخه حرف امیر خیلی عجیب بود اول گفته بود اومدم که جلو چشمم باشی اما اونروز گفت یه دلیلی داشته اما نمیتونه بگه