نمی گم همش تقصیر توئه
بله مطمئنا ایراد اصلی از اخلاق همسرته
ولی اون یقین داشته بهت بگه یا بفهمی همین میشه یا نمیذاری
الانم رفتی باهاش حرف بزنی دست پیش رو بگیر بگو اگه ب من میگفتی مخالفتی نمیکردم ی مقدار کمک اش کنی ولی خب میدونی اگه آیدا بدونه اینقدر حمایت زیاد میکنی ازش ممکنه فراتر از حدش پیش بره و وقتی انتظارش بره بالا دیگه مجبور میشی از رفاه اینده منو آوا هم بزنی
چرا حدود رو رعایت نکردی
و اگه ای قضیه برعکس بود واکنش ات چی بود برای من؟
کلا ی جوری رفتار کن که فقط بهش عذاب وجدان بدی ن ترس چون ترس باعث پنهان کاری میشه ولی اگه حس عذاب وجدان و دلسوزی باشه کلا این کارو میزاره کنار