2821

امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات #

برای هشتگ "امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات" 5 مورد یافت شد.

امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات#  


می‌رسم از راه پر پیچ و خم دشوارها

سوی تو، ای مایه‌ی همواره‌ی هموارها


آب سقاخانه را نوشیدم و رفت از دلم

گرد اندوهی که بود از دست بی مقدارها


هر زمان اینجا می‌آیم تازه آدم می‌شوم

آری، آری، از محبت می‌شود گل خارها


من در این درگاه بی منت به کم هم راضی‌ام

چون کمت بیش است از بسیاری بسیارها


هیچ گاه از آستانت دست خالی برنگشت

دست استمدادها و سوز استغفارها


من گدای مشهدم، ای آنکه برکت می‌چکد

از طلای گنبدت بر روی گندم‌زارها


آمدم؛ رفتم؛ دلم دلتنگ شد؛ باز آمدم

بارها و بارها و بارها و بارها


من به هر در می‌زنم بسته است؛ پس لطفاً خودت-

باز کن راهی به سویت از پس دیوارها..


✍ #سیده_تکتم_حسینی



امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات#  


می‌رسم از راه پر پیچ و خم دشوارها

سوی تو، ای مایه‌ی همواره‌ی هموارها


آب سقاخانه را نوشیدم و رفت از دلم

گرد اندوهی که بود از دست بی مقدارها


هر زمان اینجا می‌آیم تازه آدم می‌شوم

آری، آری، از محبت می‌شود گل خارها


من در این درگاه بی منت به کم هم راضی‌ام

چون کمت بیش است از بسیاری بسیارها


هیچ گاه از آستانت دست خالی برنگشت

دست استمدادها و سوز استغفارها


من گدای مشهدم، ای آنکه برکت می‌چکد

از طلای گنبدت بر روی گندم‌زارها


آمدم؛ رفتم؛ دلم دلتنگ شد؛ باز آمدم

بارها و بارها و بارها و بارها


من به هر در می‌زنم بسته است؛ پس لطفاً خودت-

باز کن راهی به سویت از پس دیوارها..


✍ #سیده_تکتم_حسینی



امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات#  


باز هم دربدر شب شدم ای نور سلام

باز هم زائرتان نیستم از دور سلام

با زبانی که به ذکرت شده مأمور سلام

به سلیمان برسد از طرف مور سلام


کاش سمت حرمت باز شود پنجره‌ها

باز از دوری‌ات افتاده به کارم گره‌ها


ننوشته‌ست گنهکار نیاید به حرم

پس بیایید اگر خوب و اگر بد به حرم

برسد خواهش این ناله‌ی ممتد به حرم

زود ما را برسانید به مشهد، به حرم


مست از آنیم که از باده به خم آمده‌ایم

ما سفارش شده‌ایم، از ره قم آمده‌ایم


یاد دادید به ما رنج کشیدن زیباست

پس از این فاصله تا طوس دویدن زیباست

پا برهنه شدن و جامه دریدن زیباست

بعد هم پای ضریح تو رسیدن زیباست


پیچش قافله‌ی ما که به سوی نور است

رگه‌ای در دل فیروزه‌ی نیشابور است


::

چه خبر در حرم ضامن آهو شده است؟

صحن‌ها بیشتر از پیش چه خوش بو شده است...


✍ #مجید_تال



امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات#  


آسمان دلگیر بود اینجا، زمینش خسته بود

قرن‌ها بال کبوتر، پای آهو بسته بود


سرزمین عشق بود اما سلیمانی نداشت

ملک عاشق‌ها هزاران سال سلطانی نداشت


تا نوشت آیات هجرت را برایش سرنوشت

آمد و خاک خراسان قسمتی شد از بهشت


بعد از آن هر قلب غمگین، کنج گوهرشاد بود

قبله‌ی دل‌های خسته، پنجره فولاد بود


چشم وا کن کور مادر زاد! گنبد را ببین

نور صحن عالِم آل محمد را ببین


چشم وا کن پاره‌ای‌ از پیکر پیغمبر است

یا علی گویان بیا! همنام جدش حیدر است


گوش کن اینجا دل هر سنگ می‌گوید رضا

سینه‌ی نقاره با آهنگ می‌گوید رضا


عشق می‌گوید رضا و نور می‌گوید رضا

مشهد از نزدیک و قم از دور می‌گوید رضا


آب سقاخانه‌ی تو، خونِ غیرت می‌شود

آهوی تو، شیر میدان شهادت می‌شود


آمدیم این بار از دست تو، ای مولای عشق!

مثل یارانت بگیریم اذن میدان دمشق


ای شهید عشق! لب تر کن، تو از روی کَرَم

نام ما را هم ببر، بین شهیدان حرم


✍ #قاسم_صرافان



امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات#  


دل از جهان بریده... به اینجا رسیده‌ام

یک عمر بال و پر زدم اما رسیده‌ام


این قطعه با تمام زمین فرق می‌کند

از فرش تا به عرش معلّی رسیده‌ام


با قلب من سکوت حرم حرف می‌زند

اینجا به درک به عالم معنا رسیده‌ام


از این به بعد صحبت لب‌تشنگی خطاست

وقتی به پای‌بوسی دریا رسیده‌ام


کی بی شفای این دل درمانده می‌روم

وقتی میان صحن مسیحا رسیده‌ام


من از خدا به غیر تو چیزی نخواستم

با یک نگاه خود بگو آیا رسیده‌ام؟


توفیق خاکبوسی تو لطف خواهری‌ست

اینجا به فضل دختر موسی رسیده‌ام


قلبم کبوتر حرم زینب قم است

در هر سلام منتظر یک علیکُم است

::

مهر تو را زلالی باران نوشته‌اند

فردوس را، ز خاک خراسان نوشته‌اند


با هر ترنمِ «وَ أنا مِن شُروطِها»

حب تو را قبولی ایمان نوشته‌اند


ای مهربان! تبسم هر روزهٔ تو را

صبح سپید مردم ایران نوشته‌اند


در سایهٔ تجلی شمس‌الشموسی‌ات

خورشید را چراغ شبستان نوشته‌اند


وقت طواف قبلهٔ هفتم رسیده است

ما را، ز خیل گوشه‌نشینان نوشته‌اند


بسته به چشم‌های تو شد سرنوشت ما

یک خندهٔ رضایت تو شد بهشت ما

::

هر کس به یک نگاه تو دل داد، یا رضا

از بند غصه‌ها شده آزاد یا رضا


بار نخست از سوی آزادی آمدم

اما دلم به دام تو افتاد یا رضا


از مرقد کریمه رسیدم که شد دلم

یک یا کریم صحن گُهرشاد یا رضا


با هر فراز جامعه شد هم‌صدای من

در صحن جامع رضوی، باد یا رضا


بال و پر دلم شده آیات مهر تو

در بین حجره‌های پریزاد یا رضا


در صحن انقلاب تو، شد منقلب دلم

از بس کنار پنجره فولاد یا رضا ـ


حرف از زیارت و حرم و کربلا زدم

گفتم ز عیدی و شب میلاد یا رضا


من دست خالی آمده‌ام توشه دست توست

اذن طواف کعبۀ شش‌گوشه دست توست

::

بند آمده زبان ز شکوه زبانزدت

بسته دخیل، عالم هستی به گنبدت


باب‌الاجابت همهٔ اهل عالم است

حلقه به حلقه، پنجره فولاد مرقدت


بر تار و پود فرش حرم خورده دل گره

از بس گره‌گشا شده هر رفت و آمدت


«باب الجواد راه ورودی به قلب توست»

امشب شفیع ما شده جود محمدت


تا هست روضهٔ تو، به جنت چه حاجتی‌ست؟

دارد بهشت، حسرت دیدار مشهدت


بیت‌الحرام در نظرم جلوه می‌کند

وقت طواف ارض و سما گرد گنبدت


دارد زیارت تو ثواب هزار حج

جانم فدای نام تو «یا ثامن الحُجج»

::

ای آفتاب جود و سخا أیها الرئوف

آیینهٔ امید و رجا أیها الرئوف


تو ملجأ توسل هر دلشکسته‌ای

امشب بگیر دست مرا أیها الرئوف


دیدم به محضر تو رسیده‌ست شاعری

حتی گرفت از تو عبا أیها الرئوف


خود را به حلقه‌های ضریح تو بسته است

درمانده‌ای برای شِفا أیها الرئوف


در این حرم ملائکه هم از نگاه تو

دارند التماس دعا أیها الرئوف


می‌گفت عارفی که خدا را قسم دهیم

امشب همه به حق تو یا أیها الرئوف


حالا کنار پنجره فولاد آمدیم

با اشک و آه و شور و نوا أیها الرئوف


اذن عروج، اذن رهایی، به دست توست

جا مانده‌ایم از شهدا أیها الرئوف


ما را به روز حشر و جزا رو سپید کن

این کشتگان عشق خودت را شهید کن


✍ #یوسف_رحیمی