2777

تلنگر #

برای هشتگ "تلنگر" 62 مورد یافت شد.

تلنگـــر#  


يه فلج قطع نخاعى از خواب كه بيدار میشه منتظره يک نفر بيدار بشه، سرش منت بذاره و ببرتش دستشويى و حمام و كاراى ديگه شو انجام بده. ميدونى آرزوش چيه؟ فقط يكبار ديگه خودش بتونه راه بره و كاراشو انجام بده... يه نابينا از خواب كه بيدار ميشه، روشنايى رو نميبينه، خورشيد و نميبينه، صبح رو نميبينه.

ميدونى آرزوش چيه؟ فقط يكبار فقط يكروز بتونه نزديكانش و عزيزانش و آسمون و و زندگى رو با چشماش ببينه...


يه بيمار سرطانى دلش ميخواد خوب بشه و بدون شيمى درمانى و مسكن هاى قوى زندگى كنه و درد نكشه...يه كر و لال آرزوشه بشنوه بتونه با زبونش حرف بزنه... يه بيمار تنفسى دلش ميخواد امروز رو بتونه بدون كپسول اكسيزن نفس بكشه... يه معتاد در عذاب آرزوى بيست و چهار ساعت پاكى رو داره...


الآن مشكلت چيه دوست من؟؟؟ 

دستتو ببر بالا و از ته قلبت شكرگزارى كن که از قدیم گفتن شکر نعمت نعمتت افزون کند. کفر نعمت از کفت بیرون کند. با تمام وجودت از نعمتايى كه خدا بهت داده استفاده كن تو خيلى خيلى خيلى خوشبختى، غر نزن، ناشكرى نكن. 

آسونا رو خودت حل كن

سختاشم خدا


⇝ @Tahzibe_Nafs

داستان_های_تاثیرگزار🎈

| #خیانت🎈

| تلنگر⚡️#  

👗_ببخشید آقا، از اون مدل، سایز من دارید؟!

🧐_سایز شما؟! سایزتون چهل و چهاره؟!

😳_وااا... مگه من انقد چاق بنظر میام؟!

😍_نه خانوووووم، قصد جسارت نداشتم، ماشالله خیلی هم لاغرید.

🤷🏻‍♀️_ممنون... نمیدونم چه رنگیش و بردارم؟!

🤩_جسارتاً چون پوستتون روشنه، مشکیش خیییلی بهتون میاد.

😉_ممنون، پس همون مشکی، سایز 44 بدین... حالا با تخفیف چقد میشه؟!

🙂_قابل شمااا رو نداره، مهمون ما باشید.

😚_قربون شما.

•


🧕🏻بانو!... حواست هست؟!😕

😰نکنه با چند کلام اختلاط نابجا با نامحرم به همسرت #خیانت کنی!!

🥺بله خیانت...

❗️حجاب و عفاف فقط پوشوندن موها نیستا!

✅حیای گفتار و رفتار با نامحرم هم هست... بخاطر همینه که خدای مهربون تو آیه‌ی 34 سوره نساء فرمودن:

💛فالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ.💖

💛پس زنان شایسته فرمانبر دارند و در غیبت شوهر خود عفیفند و فرمان خدا را نگاه میدارن 

تلنگر#  

زن جوانی در جاده رانندگی می کرد برف کنار جاده نشسته بود و هوا سرد بود. ناگهان لاستیک ماشین پنچر شد و زن ناچار شد از ماشین  پیاده شود تا از رانندگان دیگر کمک بگیرد. حدود ﭼﻬﻞ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺍﻱ ﻣﻲ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﺯﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﮐﻤﮏ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻫﺎ ﻳﮑﻲ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺭﺩ ﻣﻲ ﺷﺪﻧﺪ. ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﭘﺎﻟﺘﻮﻱ ﮐﺮﻣﻲ ﺍﺻﻼ ﺗﻮﻱ ﺑﺮﻑﻫﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﻤﻲ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﻳﺶ ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺑﺮﻑﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﺷﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﺩﻭﺭ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﭘﻴﭽﻴﺪ ﻭ ﮐﻼﻩ ﭘﺸﻤﻲ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺭﻭﻱ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﻳﺶ ﮐﺸﻴﺪ... 

بالاخره ﻳﮏ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ. 

ﺯﻥ، ﮐﻤﻲ ﺗﺮﺳﻴﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪ...

ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﺸﮑﻠﺶ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﻴﺪ. ﺯﻥ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﮐﺴﻲ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺍﻭ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ...

ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺮﻣﺎﻱ ﺁﺯﺍﺭ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺍﻭ ﭘﻨﭽﺮﮔﻴﺮﻱ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ﺯﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻤﺎﻧﺪ. ﺍﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﺸﮑﺮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی کمکش ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ...

ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺗﻖ ﺗﻖ ﺑﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺯﺩ و اشاره کرد که لاستیک درست شد. ﺯﻥ ﭘﻮﻟﻲ ﭼﻨﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭘﻮﻝ ﭘﻨﭽﺮﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﻭﻱ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﺮﺩ، ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﮔﺮﻓﺖ؛

ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺍﺩﺏ، ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ:

" ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ، ﺳﻌﻲ ﮐﻨﻴﺪ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﮐﺴﻲ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ ﮐﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ . "

ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﻲ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ...

ﺍﺯ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻏﺬﺍﻱ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻳﮑﻲ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﺧﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻲ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ گارسونی ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﻪ ﻣﻴﻞ ﺩﺍﺭﺩ.. ﺯﻥ، ﻏﺬﺍﻳﻲ 80 ﺩﻻﺭﻱ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ، ﻳﮏ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺻﺪ ﺩﻻﺭﻱ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﺍﺩ. ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﻴﺴﺖ ﺩﻻﺭ باقی مانده ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺧﺒﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻧﺒﻮﺩ...

ﺩﺭ ﻋﻮﺽ، ﺭﻭﻱ ﻳﮏ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺘﻲ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻲ ﺷد؛ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺩﺭ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺑﻴﺴﺖ ﺩﻻﺭ ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﻱ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺩﻻﺭ ﺯﻳﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﻱ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺸﻮﺩ...

ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ: 

" ﺳﻌﻲ ﮐﻦﺁﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺮﻱ ﻧﺒﺎﺷﻲ ﮐﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ . " 

ﺷﺐ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﭘﻮﻝ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺁﻫﻲ ﺩﺭ ﺑﺴﺎﻁ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ...

ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮﺩ؛ 

ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻱ ﺯﻧﻲ ﺑﺎ ﭘﺎﻟﺘﻮﻱ ﮐﺮﻡ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﮐﺎﻓﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ...

ﻗﻄﺮﻩ ﻱ ﺍﺷﮑﻲ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﻓﺮﻭ ﺭﻳﺨﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺯﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ...

ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﮕویند " ﺍﺯ ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﯼ ﺍﺯ ﻫﻤاﻥ ﺩﺳت ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ "

گاهی دلم می‌سوزد که چقدر می‌توانیم مهربان باشیم و نیستیم !

چقدر می‌توانیم باگذشت باشیم و نیستیم !

گاهی دلم می‌سوزد که چقدر می‌توانیم کنار هم باشیم و از هم فاصله می‌گیریم !

چقدر می‌توانیم دل به‌دست آوریم اما دل می‌سوزانیم ! دوستان لطفا آخرین نفر نباشید🌺

این متن برنده جایزه ادبی کوتاه آلمان شد😍


مردی درحال مرگ بود

وقتی كه متوجه مرگش شدخدا را باجعبه ای در دست دید

*خدا* :

وقت رفتنه

*مرد* :

به این زودی؟من نقشه های زیادی داشتم

*خدا* :

متاسفم ولی وقت رفتنه

*مرد* :

در جعبه ات چي دارید؟

*خدا* :

متعلقات تو را

*مرد* :

متعلقات من ؟یعنی همه چیزهای من ؛لباسهام

پولهایم و ـ ـ ـ

*خدا* :

آنها ديگرمال تونیستند

آنها متعلق به زمین هستند

*مرد* :

خاطراتم چی ؟

*خدا* :

آنها متعلق به زمان هستند

*مرد* :

خانواده ودوستانم ؟

*خدا* :

نه ،آنها موقتي بودند

*مرد* :

زن وبچه هایم ؟

*خدا* :

آنها متعلق به قلبت بود

*مرد* :

پس وسایل داخل جعبه

حتمااعضاي بدنم هستند ؟


*خدا* :

نه ؛آنها متعلق به گردوغبار

هستند

*مرد* :

پس مطمئناروحم است ؟

*خدا* :

اشتباه می کنی

روح تومتعلق به من است.

مرد با اشك در چشمهايش

و باترس زیادجعبه در

دست خدا را گرفت و باز كرد ؛دید خالی است!

مرددل شکسته گفت :

من هرگزچیزی نداشتم ؟

*خدا* :

درسته ،تو مالك هیچ چیز

نبودی !

*مرد* :

پس من چی داشتم ؟

*خدا* :

لحظات زندگی مال تو بود ؛هر لحظه  که

زندگی کردی مال تو بود .

زندگی فقط لحظه ها

هستندقدرلحظه ها رابدانیم ولحظه ها را

دوست داشته باشیم.

************

آنچه از سر گذشت ؛ شد سر گذشت

حیف بی دقت گذشت ؛ اما گذشت!

تا که خواستیم یک «دو روزی» فکر کنیم

بر در خانه نوشتند؛ ⇦در گذشت⇨

قدر همدیگر و لحظات خوب رو بدونيم

🍂

🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃



تلنگر#  
متاهل ها میخواهند طلاق بگیرند،
مجردها دوست دارند ازدواج کنند!

کودکان میخواهند زود بزرگ شوند،
بزرگتر ها دوست دارند به دوران کودکی برگردند!

شاغلان از شغلشان مینالند،
بیکارها دنبال شغلند!

فقرا حسرت ثروتمندان را میخورند،
ثروتمندان از دغدغه مینالند!

افراد مشهور از چشم مردم قایم میشوند،
مردم عادی میخواهند مشهور شوند!

سیاه پوستان دوست دارند سفید پوست شوند،
سفید پوستان خود را برنزه میکنند

هیچ کس نمیداند تنها فرمول خوشحالی این است:
"قدر داشته هایت را بدان و از آنها لذت ببر🍂

🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃


تلنگر#  


یه نیگا به پیج بچه مذهبیای اینستا بندازید...

همه یه دوربین کَنون گرفتن دستشون...:/

بیوی همه شون هم یا درباره کربلا ست یا عشق و جنون حسین...!

خانما هم چادر انداختن رو سرشون بعد هی عکسای مثلا هنری میگیرن..://

آقایون هم که اصلا ریش و یقه آخوندی ازشون جدا نمیشه..!

آستینک و روسری ست هم که اگه نباشه نصف فالوورا از کف میرن..!

خب شما که میخواید دیده بشین چرا به اسم دین..؟؟؟

به اسم مذهب...؟؟؟

بس نیست...؟؟؟!!

بعد تازه بهونشونم اینه که ما مبلغان دین هستیم...:/

میخوایم به جامعه بفهمونیم مذهبیا اُمُل نیستن..!!

شما خودتو کردی شبیه اونا با تفاوت یه چادر و ریش بعد میخوای امل نبودنتو ثابت کنی؟!

والا دینداری به این سادگیا نیس!...😐


به نام حضرت دوست 


چه زیبا گفته شیخ اَجَلّ، استاد غزل، شاعر نامی سعدی شیرازی ؛


به راهِ بادیه رفتن بِه از نشستن باطل!

که گر مراد نیابم به قدر وُسع بکوشم


این یک بیت هست ولی یک عالم معنی دارد. سربه بیابان گذاشتن و رفت به بیابانِ بی آب و علف بهتر از نشستن بیکار و بدون تلاش هست.این ظاهر معناست ولی به قول شیخ بهایی المعنی فی بطن الشاعر!

هر وقت شعر های ایشان را خواندم، بر روح و مقام والای و شامخ ایشان درودی فرستادم. باشد که قرین رحمت الهی قرار بگیرند.

تلنگر# تذکر# تدبر# تشکر# 😊✌

تلنگر#  


یکی بود،.یکی نبود

مابودیم و کرونا نبود

همه  کنار هم به این طرف و آن طرف

میرفتیم.دست دوستان واطرافیان را

دردست می فشردیم و عزیزانمان را می

بوسیدیم .در ماشین که نشسته بودیم آواز

می خواندیم و بلندبلندمی خندیدیم.

کرونا که اومدتازه فهمیدیم چقدر انرژی

می داد دستان دوستانمان.

چقدر به دل می نشست دور همی های ساده و خودمانی

کرونا بااین ریزی اومده تا یادآور

چیزهای خیلی درشت خیلی کم رنگ شده

زندگی مان باشه.

کرونا یادمان داد روزهای بدتر هم  می

تونه باشه که حتی تعطیلی طولانی هم

خوشحالمان نمی کنه.

ماشینهای خارجی و خانه های لوکس هم آراممون نمی کنه.

کرونا ،تو با عمر کوتاه خود خیلی چیزها

به ما یادآوری کردی ومهمتر اینکه به ما

یاددادی همه باید سالم باشیم تا با هم

بتونیم خوشبخت زندگی کنیم.

کرونا مطمئنیم که عمر تو کوتاهه و یک

روز بار سفر می بندی و می ری

اما امیدواریم ارزش سالم  با هم بودن را

که تو به ما یادآوری کردی فراموشمان

نشود.


✨

تلنگر#  


❤️ آیت الله مجتهدی(ره):


✍حدیث داریم قلب هایمان به ده دلیل مرده

است و باعث شده دعاهایمان مستجاب نشود:


① خداوند متعال را شناختیم ولیکن

حقش را ادا نکردیم.

② قرأن او را قرائت کردیم ولی

به آن عمل نکردیم.

③ گمان بردیم پیامبر خدا رو دوست

داریم سپس سنتش را ترک نمودیم.

④ نعمت خداوند را خوردیم ولی

شکرش را بجا نیاوردیم.

⑤ گفتیم شیطان دشمن ماست ولی

با او در امور توافق کردیم.

⑥ گفتیم بهشت حق است ولی برای

رسیدن به آن کوشش نکردیم

⑦ گفتیم که جهنم حق است ولی از

آن نگریختیم.

⑧ دانستیم مرگ حق است اما برای

آن آماده نشدیم.

⑨ به عیب مردم مشغول گشتیم و

عیب خویش را فراموش کردیم

⑩ و مردگانمان را دفن کردیم ولی

عبرت نگرفتیم


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌💕🌿💕

داغ ترین های تاپیک های امروز