2794

شوهر استرسی

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 61 بازدید

شوهرم سالی یکبار که دعوتش میکنن هیچ جا از خونه فامیلای ما نمیاد، همه دعوتارو پس میزنه. خیلی حرفا پشت سرمون شده که خسیس اند جایی نمیان که کسی رو نگن. ولی شوهرم اصلا براش مهم نیست  این حرفا و اینکه احترام بش میزارن که دعوت میکنن.  بهش میگم مگه چه عیبی داره سالی یکبار بیان خونمون بلاخره آدم نمیشه تا آخر عمر در خونشو رو همه ببنده. همش میگه اگه کسی میخواد بیاد خونمون فقط یه سر بیاد نه از شام و نهار.آخه فامیلای ما راهشون دوره نمیشه چند ساعت تو راه باشن فقط یه سر بیان زشته خب.کلا خانوادگی با هیچکی رفت و آمد ندارن چند ساله، عادت کردن هیچکی نیاد خونشون. واهمه دارن از رفت و آمد حتی اگه ساده برگزار شه همش حساب کتاب میکنن. از الان به من میگه برای فلان مراسم کسی رو از شام نگی و نگه نداریا که دعوامون میشه. بخدا خسته شدم خودشون رفت و آمد اشون با فکو فامیلاشون قبلا کردن به ما رسیدن با همه قهر شدن و نمیرن جایی به منم توقع دارن هیجا نرم. کلا شوهرم آدم استرسی هست واسه هر کاری استرس میگیره چه مهمونی چه هر کاری. حال همه رو بهم میزنه فکر میکنه یه شام بده کل داراییش از بین رفته. همش مضطرب و نگرانه واسه هر کاری آرامش نداره 

پاسخ مشاور

مشاور خانواده

سلام عزیزم، مطمئنا وقتی مدل کسی با ما متفاوت باشه و رفتارها متفاوتی داشته باشه درک اون فرد برای ما سخت خواهد بود پس حق دارید که احساس خسته‌گی و کلافه‌گی کنید، 
اما اینکه از روی رفتار بخواهید فورا علت رفتار و حدس بزنید کار غیرسازنده‌ای است، مثلا ایشون شام جایی نمیاد یا نمیره تا داراییش ازبین نره 
این لایه سطحی ماجراست که شما می‌بینید باید دید چرا در ایشون همچین ترسی اگر هست شکل گرفته؟ این کار یک درمانگر هست با توجه به اینکه ایشون استرس زیادی هم دارند مراجعه به یک روانشناس یا مشاور رو بهتون پیشنهاد میکنم .
و در آخر یادتون باشه تغییرات کم کم شکل میگیرن در همون ابتدا لازم نیست حتما با مهمونی شام شروع بشه ، از شب نشینی شروع کنید و خلاقیت داشته باشید مثلا صبحانه روز تعطیل هم میتونه میلی جذاب باشه و درنهایتذ بپذیرید به دلیلی که شما نمیدونید همسرتون چنین ترس و رفتاری دارند اگه بهش حق بدید و شما هم در مقابل مقاومت نکنید و اصرار نکنید که حرف شما درسته با این پذیرش شما در مهمونی های کوتاه همسرتون میتونه تجربه لذت بخشی داشته باشه و خاطره خوبی بسازه و کم کم به ادامه رفت و آمد ترغیب بشه البته حتما کنار این اقدامات لازمه خودشون تمایل به تغییر داشته باشند .

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید