2794

سلام

من و همسرم دو سال سخت داشتیم. مدام دعوا و ناراحتی. همسرم اشتباهات ریادی داشت. مثلا خانواده اش رو به من ترجیح می داد، تحت سلطه اونا بود، بدی هاشون رو نمی دید ،به خاطر اونا دروغ می گفت و پنهانکاری می کرد و ... الان تا حدودی متوجه اشتباهاتش شده اما من دیگه اعتمادی بهش ندارم و حس می کنم عوض نمیشه. همش نگران تکرار گذشته هستم و اصلا نمی تونم به علاقه همسرم به خودم اعتماد کنم. خیلی شرایط بدی دارم. با این بی اعتمادی همسرم رو هم خسته کردم چون نمی تونم بدی هاش رو ببخشم

اطلاعات تکمیلی

سن ۲۹ جنسیت زن شغل خانه دار وضعیت تاهل مجرد
پاسخ مشاور

مشاور خانواده

دوست خوبم سلام
قطعا شما خودتان هم به این نتیجه رسیده آید که زندگی بدون اعتماد کار مشکلی است و این بی اعتمادی شما با وجود تغییر همسرتان باعث فاصله گرفتن ایشون از شما میشه و روز به روز رابطه شما سخت تر خواهد شد 
شما با دیدن کوچکترین تغییر مثبتی در ایشون باید به نوعی به ایشون با رفتار و کردار مناسب پاداش بدهید تا ایشون انگیزه بیشتری برای بهبود و تغییرات مثبت داشته باشند 
هر چقدر شما تلاش کنید به ایشون نزدیکتر و صمیمی تر بشید ایشون هم برای بهتر شدن و جبران گذشته بیشتر راغب میشوند
قبول کنید که خانواده ایشون بخشی از زندگی ایشون و صد البته شما است و تلاش کنید در مورد ارتباط ایشون با خانوادش از در سازگاری در بیایید ،این موضوع رو بدانید که هر چقدر شما بیشتر به خانواده همسرتان احترام بیشتری بزارین ایشون به شما علاقه بیشتری پیدا خواهند کرد. 
سعی کنید مسایل و مشکلات گذشته رو در ذهن خودتان حل کنید و کمتر در ذهنتان قسمت های ناخوشایند را مرور کنید 
موفق و شاد باشید

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید