سلام دوست عزیز
اولین موضوع شکستن گارد شدید شماست وقتی کسی رو نفهم و کم شعور میدونید هر حرف و راهکاری به نظرتون بی فایده ست و با خودتون میگید اینا یه چیزی هستند تو دنیا کم نظیر.
اما اگر بلد باشید مرزی برای زندگی خودتون تعیین کنید و بهش پایبند باشید میتوانید آرامش داشته باشید.
با برنامه ریزی و زمانبندی برای استفاده از مشترکات و مقابله با نادید گرفتن رفتارهای آزار دهنده به خودتون کمک کنید.
ناراحتی و احساس فشار میکنید اما تحت تاثیر این هیجانات رفتار نکنید.
برداشتم از صحبتتون اینه در زندگی مشترک نیز نارضایتی هایی دارید، اگر درست است حتما بدنبال حل و فصل آنها و ایجاد فضای صمیمی میان خود و همسرتان باشید چون با تعلق خاطر و تعهد به زندگی اصلی خود، و الویت زندگی همسرتان شدن می توانید مسیر مستقل شدن زنذگی تان را هموار کنید حتی اگر همچنان مجبور به زندگی در خانه مشترک با خانواده شوهرتان باشید.
تا اینجا با دعوا، اعتراض و دلخوری به خواسته خود نرسیده اید بنابراین از این به بعد نادیده گرفتن را امتحان کنید. و پذیرش
حرف خود را بزنید اما توهین نکنید.
قاطعانه و ملایم قوانین خود را مطرح کنید مثلا وقتی در مورد فرزندتان محبتی میکنند که میدانید در حال حاضر به نفعش نیست بگویید مامان جان میدونم چقدر از گریه کردنش ناراحت میشی اما فعلا قوانین رو زیر پا گذاشته و من مجبور این گریه شو نادیده بگیرم تا یادبگیره با گریه کارهاشو پیش نبره. با شما مطرحش کردم که کمک کنید از این به بعد نتونه اتحاد مارو بهم بزنه و با پناه گرفتن پیش شما از زیر رعایت قوانین در بره.
با این کار هم حرفتان را زدید هم با اعلام لفظی درخواست کمک آنها را به مشارکت دعوت کردید. اگر بنا به هر دلیلی آنها از حرف شما را نادیده گرفتن باز با قاطعیت و ارامش حرف خود را تکرار کنید.
توهین، کنایه را نادیده بگیرید اما از حرف حق خود کنار نکشید و وارد بازی قدرت نشوید (یعنی اونا می گویند منم میگم). اوایل بسیار سخت خواهد بود اما ایجاد تغییر نیاز به صبوری دارد.
در گام بعدی به همسر خود گله نکنید اجازه ندهید رفتارهای آنها بر زندگی شما تاثیر گذارد تا میتوانید با آرامش، خونسردی و خوشحال و لذت بردن با همسرتان پادزهر این رفتارها باشید.
اگر لازم است در مورد مطلبی حرف بزنید با همسرتان حتما در آرامش و با منطق.
شما حق دارید از این رفتارها خشمگین شوید و ناراحتی کنید اما این خشم را از راه های دیگر تخلیه کنید و بعد با همسرتان صحبت کنید.
اصولی که گوینده باید توجه داشته باشد
خلاصه حرف بزنید. در شرح مطالبی که باید بگویید جانب اختصار را رعایت کنید. به جنبههای مهم بپردازید. توصیه میکنم که از «قاعده دو جمله» پیروی کنید و به عبارت دیگر، صحبت خود را به دو جمله محدود کنید. اغلب اوقات میتوان همه گفتنی ها را در دو جمله بیان کرد. با این روش از صحبت درباره مطالب خارج از برنامه که اغلب ایجاد تنش می کند، جلوگیری کنید.
صریح و موجز حرف بزنید. از صحبتهای مبهم و از کلی گویی بپرهیزید. مثلا بجای اینکه بگویید: " کاش منظمتر بودی.» بگویید «دلم میخواهد بعد از استفاده از حوله، آن را سرجای خود آویزان کنی.»
از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. در این خصوص بهتر است از «قاعده بیتقصیر بودن» استفاده کنید. «مسئلهای است که میخواهم با تو در میان بگذارم ببین میتوانی به حل آن کمک کنی.» خود را در هیئت تعمیر کاری ببینید که میخواهد بدون هر گونه سرزنش پیچی را سفت یا شل کنید.
از زدن برچسب، مانند «شلخته»، «خود خواه»، یا «بیملاحظه» و غیره خودداری کنید. این برچسبها اغلب تعمیم مبالغهآمیز هستند و فضای صحبت را تیره میسازند. از آن بدتر، با ایجاد تکدر خاطر، فضای حاکم بر جلسه حل اختلاف را خراب میکنند.
از مطلق گویی و استفاده از کلماتی مانند «هرگز» یا «همیشه» خودداری کنید. این واژهها معمولا اشتباه هستند. به ندرت همسری را پیدا میکنید که «هرگز» کارش را درست انجام ندهد و یا «همیشه» در انجام کاری کوتاهی کند. با مطلق گرایی شرایطی فراهم میآورید که شما را از رسیدن به هدف باز میدارد.
حرفتان را بزنید و از انتقاد خودداری کنید. مثلا بجای اینکه بگویید «تو هرگز به من کمک نمیکنی» بگویید «اگر در شستن ظرفها به من کمک کنی بسیار ممنون میشوم.»
ذهن خوانی نکنید. احتمال اینکه ذهن خوانی اشتباه باشد زیاد است و در نتیجه زمینه عصبانیت همسرتان را فراهم میسازید. اگر فکر میکنید که همسرتان از شما دلگیر است بهتر است بگویید: «احساس میکنم از من دلگیر هستی.» در برخورد با باورهای خود بدانید که لزوماً با واقعیتها روبرو نیستند و چه بهتر که از تحلیل روانشناسانه در باره انگیزههای همسرتان اجتناب کنید.
اصولی که شنونده باید رعایت کند
زمینههای توافق را پیدا کنید. ببینید با کدامیک از نکات مورد اشاره همسرتان موافق هستید، تا در نقش مخالف او ظاهر نشوید: «بله قبول دارم که اخیراً سرم خیلی شلوغ بوده است» «مثل اینکه معاشرتهای اجتماعی من تو را ناراحت کرده است.»
مضامین منفی صبحتهای همسرتان را ناشنیده بگیرید. بعید نیست که همسر شما در حالت دلخوری یا عصبانیت در بیان مسئله مبالغه کند. به علت عصبانیت توجه کنید و انتقادها و سرزنشها را نادیده بگیرید.
از خود سوال کنید. ممکن است گله و شکایت همسر شما برای خود او روشن باشد، اما شما از چگونگی آن آگاه نباشید. از خود بپرسید: «منظورش چیست؟ چه میخواهد بگوید؟»
مطمئن شوید که منظور همسرتان را درک کردهاید. مثلاً به او بگویید: «فکر میکنم منظور تو این است که حاضر نیستی دخالتهای مادرم را تحمل کنی.» یا «آیا منظورت این است که صورت حسابهای بانک را من پرداخت کنم؟»
اگر فکر میکنید که همسرتان منظور شما را آنطور که هست درک نکرده، در مقام توضیح برآیید. مثلاً بگویید: «خیلی دلم میخواست تو را ببینم. اما مجبور بودم کار اداره را تمام کنم.»
از گفتن «متاسفم» ترسی به دل راه ندهید. روابط زناشویی ایجاب میکند که اگر خواسته و ناخواسته اسباب تکدر خاطر همسرتان را فراهم کردهاید، در مقام پوزش برآیید و تاسف خود را به اطلاع او برسانید.
سیاست داشته باشید، با آنها قطع رابطه نکنید. رفتار ناخوشایند آنها را با آرامش و خوشایند پاسخ دهید تا همسرتان ببیند و تفاوت ها را خود متوجه شود نه با حرف بلکه در عملکرد.
با صبوری و متانت خود می توانید آرامش زندگی تان را حفظ کنید. اجازه ندهید نهال عشق زندگی تان با ناآرامی ها آسیب ببیند.🌹🌹🌹
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید