سلام خسته نباشید من 4 ماه عقدم 2 ماه عقد بودیم سر لجباز های من و بدخلقی با همسر یه دعوای ساده کردیم رفت خونشون گوشیشو خاموش کرد که بی سابقه بود یروز بعدش زنگ زدم منزلشان همسر خاستم مادرش سرد با من حرف زد طوریکه راضی نبود گوشی رو بده به همسر باهاش حرف زدم گفت دنیای من و تو فرق میکنه میخام طلاقت بدم من کلی التماس کردم تا بیای باهم حرف بزنیم خلاصه راضی شد اومد ما رفتیم مشاوره شکرخدا الان مشکل حل شد از این دلخور و نمیتونم فراموش کنم که چرا به مادر و خواهراش مشکلمه نو گفته و بعد حتما اونا فهمیدن که من التماسش کردم و از این ناراحتم که چرا همسرم خیلی زود حرف طلاق زد مضطرب هستم و نمیتونم کارشو و حرفش فراموش کنم حرفش طلاق کارش گفتن به خونوادش الان .
اومدم خونه بابام قهر تا همسرم خونه جدا از خونوادش بگیره
پاسخ دقیقا این حق شماست،از موضع خودتان کوتاه نیایید،اما راه جنگ و قهر را نروید،به همسرتان فرصت دهید تا مستقل شود به او بگویید که خواسته شما چیست و پدرش باعث بدآموزی برای فرزندتان هست،به صورت خیلی جدی و بدو...
ممنونم خانم مجلسی عزیز از لطفتون...ولی متاسفانه بجای اینکه این فراموش کنم این قضیه رو هر روز پررنگ تر جلو چشم من جلوه گری میکنه و باعث سلب آرامشم در کنار همسرم در هر مورد امیدوارم بزودی زود برگردم به حالت عادت بازم مچکرم از پاسختون
ببینید اینکه از موضوعی نتونید عبور کنید و یک فکر رو مدام با خودتون نشخوار کنید موجب عصبانیت و افسردگی شما میشه و رابطه تون رو با همسرتون مکدر میکنه. در زندگی مشترک لاجرم بارها و بارها باید از یک سری مسائلی که برامون حل نمیشه عبور کنیم و رهاشون کنیم،....