حالم بدهه شدیدا به قضیه مال 7 سال پیشه دوس پسرمو آوردم خونه نزدیک بود مچمون بگیرن به زور فراریش دادم وقتی فهمید میخوام عروسی کنم باپسرعمویی که قبلا باش رابطه داشتم زنگ زد بهش ورابطه وجریان اومدنش توخونمون رو بهش گفت عکسامو فرستاد براش اون برادر شوهر خواهرمه احساس میکنم به برادرش گفته زندگی خواهرم دارهه تباه میشه شوهرش همش تیکه میندازهه اما اون که گناهی ندارهه😢شدیدا به فکر خودکشیم بااینکه 7سال گذشت اما میترسم گذشتم فاش شه الان خواهرم باشوهرش قهرهه ومن خودمو مسول میدونم کمکم کنید لطفاا ثواب میکنید
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید