2794

از

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 25 بازدید

خودم حال روحی خوبی ندارم ناامیدم، با شوهرم یه سری مشکلات رو میگذرونیم

این وسط هم خواهرشوهرمن هربار ما رو میبینه ، جلو دوست و آشنا یا تو خلوت تو این ۹ سال میگه ، من تورو برای داداشم گرفتما و داداشم حرف منو گوش کردا و حرفم رو زمین نزد و از این قبیل حرفا ، اخه مگه میشه هربار بگی وسط این همه مشکلاتم اینو میگه ، ولی دیگه بعد از آخرین بار شوهرم از چشمم افتاد و حالم بد شده واقعا، حس تحقیر شدن دارم و خودمم باورم شده منو نمیخواسته و به خاطر حرف ابجیش  

البته از دست زبون و کارهای اینا روز خوش نداشتم ، بیماری اعصاب گرفتم ، تازه یکم بعد این همه سال از دستشون  آرامش دارم که اونم خودمون مشکلات داریم 

اطلاعات تکمیلی

سن 31 جنسیت زن شغل تکنسین داروخونه وضعیت تاهل متاهل
! سوال در انتظار پاسخ است .

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید