مادرم از روز اول با نامزدم مشکل داشته،یه زمانی میگفت چاقه،حالا رژیم گرفت لاغر کرده میگه چقدر زشت شده،بهم میگه هر وقت مهمونی شد هیچ وقت با خودت نبرش که بقیه نبیننش وگرنه مسخرت میکنن با این انتخابت..
ولی من عاشقانه دوسش دارم.ماشین داره،خونه ذاره،مهندس شرکت نفته،منو دوس داره،اخلاقشم خوبه،ولی مادرم با دخالتاش منو خیلی سرد کرده بهش....همش میگم نکنه اشتباه کردم،دلم میخواد جدا بشم ازش بخاطر حرفای مادرم، اما میدونم دیگه هیچ وقت عاشق نمیشم.....علت تمام حرفا و جر و بحث مون فقط مادرمه
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید