نمیدونم ازکجا بگم ولی مامانم اصلا دوستم نداره هرور صبح ک پامیشم باهم بدرفتاری میکتع تاشب که بخوام یک ربع میبینی خوبه بعدش دوباره بهم میگه توخونه موندی ۲۶سالته هیچکس نمیخوادت هروز فحش میده امروز بهم گفت به من نگو مامان ... واقعاا ازشدت حرفااش قلبم درد میکنه توچشام نگاه میکنه کارهایی که من نکردم مگ تو کردی من همیشه گریه میکنم اروم میشم داداشمو اینقدر دوس داره همیشه بهم فکرمیکنه من بچم حسودی کنم ازش تعریف میکنه...بعدش بع من نگاه میکنه میگه ببین یادبگیرچقدر همه داداشت دوس دارن تو رو هچکس نمیخادهروقت با بابام بحث میکنه منو نفرین میکنه میگ تو مقصری ایشالا بمیری ولی خداشاهده من هچوقت مثل مادرم نبودم هروقت ناراحت. بود براش غصه خوردم...🥲💔
این یعنی مادر مستبد و پسر دوست
چه باید کرد ؟؟؟ باید برید توی بیتفاوتی،،،حرفهاش انگار از این گوش بشنو از اون گوش در
چند جلسه با روانشناس نیاز دارید که رابطه بهتر و بی توجهی رو بیاموزید
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید