سلام وقتتون بخیر
من دو ماهی میشه که نامزد کردم و با همسرم مدتی دوست بودیم و عاشقانه نامزد کردیم
حالا طی این دو ماه مه رفت و آمد داریم
همسرم میاد خونه ما من پیشش میشینم مثلا دست میندازم گردنش یا نزدیک تر بهش میشم
فوری بابام به مامانم میگه که به من بگه دست نندازم گردن شوهرم
یا دوتایی میریم توی اتاق صدای خنده هامون بلند میشه بابام سریع به مامانم میگه بهش بگو چرا انقد میخندن بگو انقد نخندن صداشون نیاد
انقدم اخم میکنه وقتی همسرم میاد
نمیدونم واقعا باید چکار کنم
اطلاعات تکمیلی
مرجان مجرب
روانشناس، روان درمانگر و مشاور
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید