2794

فرزند آخر

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 795 بازدید

سلام من فرزند آخر خانوادم و اختلاف سنی با بزرگترین خواهرم،۲۰ ساله

از بچگی اکثر کار خونه بر عهده منه و اهیمتی نداشت که من مشغول چه کاریم،هرکسی کاری داشت باید سریعا براش انجام می‌دادم که ناراحت نشه و فوق العاده پر توقع شدن

همیشه تمام مسئولیت درسهای بر عهده خودم بود و حتی کارنامه هام رو خودم میگرفتم 

و خودم به شدت استرسی و زودرنج هستم خجالتی ام و اجتماعی نیستم و از تمام این خصوصیات متنفرم و دائم سعی در اصلاح دارم ولی بدتر میشه و تنهاتر میشم

امسال وارد دبیرستان شدم و مدرسم سمپاده و رقابت زیاد استرسم به شدت زیاد شده به صورتی که یهو میزنم زیر گریه یا دوره امتحات مشکل پوستی و تنفسی پیدا میکنم

اما خانواده اصلا درک نمیکنه دائم اولویت رو خواهر کنکوریم قرار میدن و با وجود بی‌خوابی ها و فشاری که روی منه باز هم تمام مسئولیت ها بر عهده منه

اخیرا دیگه حتی به حرفهای من اهمیت نمیدن و نظر من رو در هیچ مورد نمی‌پرسند

نمیدونم باید چجوری رفتار کنم گاهی فکر های بدی به ذهنم میرسه فکر میکنم که به خاطر حساسیت زیاده و مشکل حادی ندارم که انقدر حالم بده و این عذاب وجدان میده بهم

از تمام دوستان و معلمان و آدم ها فراری شدم

خیلی منفی نگر شدم دائم نقاط ضعف آدم ها به چشمم میاد

انگار که حس دلتنگی و خفه کننده دارم با اینکه کسی رو ندارم که ازم دور باشه.

اطلاعات تکمیلی

جنسیت زن وضعیت تاهل مجرد
پاسخ مشاور

روانشناس، روان درمانگر و مشاور

کافیه دیگه نباشید
کارها و مسئولیت هارا به حداقل برسانید
حضورتان را حس کنند
آفرین به شما که اینقدر فعال و موفق هستید
یه کمی به فعالیت های خود دقت کنید شما بهترین هستید 

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید