2794

ازدواج

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 325 بازدید

با پسری آشنا شدم ک شهرشون با ما ۵۰۰ کیلومتر فاصله داره موقعی ک آشنا شدیم من ۱۹ سالم بود و اون ۲۱ هردو پشت کنکوری بودیم و ناامید از زندگی بعدش بهم کمک میکردیم و حالمون باهم خوب بود پدرم همون سال منو فرستاد رشته ای ک دوست نداشتم به زور ولی اون بازم پشت کنکور موند یک سال بعد دوباره تصمیم گرفتم درس بخونم البته اول اصرار های ایشون بود ک میگفت تواناییشو داری به هرحال بالاخره پزشکی قبول شدم ولی اون هنوز پشت کنکور مونده و الانم باید بره سربازی چون یا باید میرفت دانشگاه یا حالا ک نرفته باید بره سربازی میگه تا رشته خوبی قبول نشم نمیتونم بیام خواستگاری چون باباتم قبولم نمیکنه منم دوس ندارم کمتر از تو باشم الان من ۲۲ سالمه و ایشون ۲۴ میگه توی سربازی هم درس میخونم دوسال دیگه حتما قبول میشم من برام مهم نیس چه رشته ای بره ولی خودش میگه باید برم رشته خوب این همه مدت موندم ک هرچیزی برم 

اخلاق خوبی داره و مورد اعتماده و از لحاظ خونه و ماشینم اوکیه پدرشون فراهم میکنن فقط مشکلش همین درس و کنکوره حالا با این شرایط نظر شما چیه درمورد ادامه این رابطه 

اطلاعات تکمیلی

سن ۲۲ جنسیت زن شغل دانشجو وضعیت تاهل مجرد
پاسخ مشاور

روانشناس، روان درمانگر و مشاور

پسری که دختری رو دوست داشته باشه یک شبم صبر نمیکنه،،چه بهانه بیخودی اینکه تا دانشگاه نرم خواستگاری نمیام
تصمیم درست بگیرید 

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید