باسلام
من دختری هستم27ساله؛دارای مدرک کارشناسی ارشد و در حال حاضر درحال تحصیل لیسانس در رشته دوم هستم
از زمانی که نوجوان بودم هرگاه میخواستم رژیم بگیرم و لاغر شوم ؛یا موهایم را در خانه شونه میکردم و میبافتم؛یا زمانی که والپیپر گوشی ام را تصویری با رنگ روشن میگذاشتم و یا حتی چند رنگ ماژیک فسفری میخریدم
مادرم جیغ و داد و عربده میکرد و میگفت:من که میدونم تو شوهر میخوای!!!
تا به این سن حتی یکبار هم از کرم ضدآفتاب استفاده نکرده ام و اصلا لوازم آرایشی ندارم حتی کرم مرطوب کننده هم ندارم
از همان ترم اول لیسانس پیشنهاد هایی در دانشگاه داشتم ولی چون خواهر بزرگتر داشتم که مجرد بود؛اصلا موضوع را مطرح نمیکردم و درجا جواب رد میدادم
چندماهی هست که خواهرم ازدواج کرده
چند وقتی هم هست که در باشگاه با خانمی آشنا شده ام و ایشان برای برادرش از من خواستگاری کرده است
شرایطش بنظر خوب است و دوست دارم بیشتر آشنا شوم{حقیقتش دوست دارم ازدواج کنم و از خونه پدری فرار کنم}
موضوع را چطور به مادرم بگویم؟
به خاله و مادربزرگ نمیشه گفت!{بنا به دلایلی/یکسال و نیم پیش برای فرد دیگری امتحان کردم و واقعا پشیمون شدم}
از نگاه هایش خجالت میکشم
نمیخواهم فکر کند مثل خودش بخاطر شهوت ازدواج میکنم
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید