2794

رابطه عاطفی با بیمار دوقطبی

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 904 بازدید

 با یه آقایی به مدت حدود سه ماه به قصد اشنایی  ازدواج در رابطه بودم ، به توافق رسیدیم و مادران هر دومون هم در جریان بودن، روزی که قرار بود موافقت پدرشو بگیره پیام داد که پدرم مخالفه و من هیچوقت نمیتونم رو حرفشون حرف بزنم و رفتیم خواستگاری دختری که خودش برام در نظر گرفته ، دو هفته بعد با شماره ای بهم زنگ زد و گفت که موافقت اولیه رو گرفتن ولی حس میکنه منو دوست داره و دلش برای من تنگ شده و دچار تردید در انتخاب شده !!در واقع خودش هم‌نمیدونه چیو دوست داره و قدرت تصمیمش صفره و خیلی تحت تاثیر تصمیمات و نظرات دیگران مخصوصا خانوادشه، یبار بهم‌گفته بود که به دکتر مراجعه کرده و دکتر گفته دو قطبی هست ... من اطلاع زیادی ازین بیماری ندارم،فقط گفته بود در گذشته خیلی کارهارو نصفه نیمه رها کرده ، اقدام به خودکشی داشته ، یکبار هم ضرب و شتم شدید خانوادگی داشته سر افسردگیش خیلی سالهای پیش و بعدش رفته داخل خیابون و در جهت برعکس ماشینها رانندگی میکرده که با ماشینا برخوردکنه و بمیره... چیزی که من ازش توی این مدت دیدم هیچکدوم ازین رفتار ها نبود جز اینکه یکهو بی دلیل سرده و نا امید میشه و ازهمه چی بدش میاد و‌ چن روزدوباره خوش و انرژیکه ، دروغ هم زیاد میگف متوجه شده بودم ، و اینکه تصمیماتش برای زندگی اینده مون هر روز تغییر میکرد و ثبات نداشت... خواستم بپرسم ببینم این بیماران بهبود پبدا میکنن و میشه به زندگی مشترک باهاشون امیدی داشت؟ و اینکه با توجه به اینکه من اون حالاتی که میگف در سالهای گذشتع داشته رو ندیدم امکانش هست رو به بهبودی رفتع باشه یا ممکنه که دوباره اون حالات سالهای گذشته تکرار شه؟؟ در ضمن روزهایی که خوب بود خیلی خوب بود و بی نهایت لبریز از احساس و عاشق و مهربون بود و یک روز کاملا بی دلیل یهو کاملا متضاد بود و میگف از همه چی متنفرم از عشق محبت ، دوست داشتن و.... و خیلی هم گریه میکرد کلا ، خیلی هم ازین رفتارش پشیمون میشد و مثلا شبش یا فرداش عذر میخواست و میگف دست خودش نیست متاسفانه روزهای خوبی که باهاش داشتم خیلی تو ذهنم‌ پر رنگه و نمیدونم چه کنم 😔 میخوام بیشتر راجع به این بیماری بدونم، میشه توضیح بدین زندگی مشترک با این افراد چحوریه و ایا با عشق و دوست داشتن میشه این حالات نامتعادلشو کمتر کرد؟ و ایا در مشاوره پیش از ازدواج مشاور بیماری ایشون رو تشخیص میده و اجازه ازدواج اصلا به ایشون میده؟ در ضمن الان دوباره بعد از تماس اخرش حدود بیست روزه که ازش خبری نیست....

اطلاعات تکمیلی

سن ۳۲ جنسیت زن شغل دانشجو وضعیت تاهل مجرد
پاسخ مشاور

مشاوره خانواده

با سلام و عرض ادب

اول به پرسش شما در خصوص ماهیت اختلال دوقطبی .پاسخ می دهم و سپس به سایر قسمت ها می پردازم.
این بیماری، قبلا با عنوان «بیماری شیدایی-افسردگی» شناخته می‌شد. همان طور که از عنوان آن پیداست، در صورت ابتلا به این اختلال به نوسانات خلقی شدید دچار می‌شوید. این نوسانات معمولا چند هفته یا چند ماه ادامه می‌یابند و بسیار فراتر از فراز و نشیب‌های احساسی است که بیشتر ما تجربه می کنیم. این نوسانات خلقی عبارتند از:
دوره حضیض یا «افسردگی»- شما به شدت احساس غم، افسردگی و حتی ناامیدی می‌کنید.
دوره اوج یا «شیدایی»- شما به شدت احساس شادی، سرخوشی و نشاط می‌کنید و بیش از حد فعال می‌شوید. ممکن است در مورد خود و توانایی‌هایتان ایده‌های بسیار بزرگ و توهم‌آمیزی ایجاد کنید.
هیپومانیک- خلق و خوی شما بالاست، اما نه به شدت وضعیت شیدایی
ترکیبی - شما ترکیبی از شیدایی (مانیا) و افسردگی دارید – مثلا احساس افسردگی شدید دارید، اما بی‌قراری و بیش‌فعالی شیدایی را نیز دارید.
 در خصوص بهبود و پیش آگهی درمان، اختلالات قطبی قابل درمان هستند و اغلب با روان درمانی و دارودرمانی خلق کنترل می شود. اما نکته مهم این است که خود فرد مبتلا تا چه حد از شرایط خود ناراضی باشد و حاضر به شروع و تداوم درمان باشد. بسیاری از افراد علی رغم علائم متعددی که دارند ترجیح می دهند با شرایط موجود زندگی خود را ادامه بدهند و تلاشی جهت تغییر نمی کنند.

در خصوص احتمال عود باید بگویم اگر شخص در شرایط مورد نیاز کمک تخصصی لازم را دریافت نکند احتمال بازگشت علائم هست. 
در خصوص تصمیم برتی زندگی مشترک لازم است مشاور پیش از ازدواج شرایط ایشان را بررسی کنند به لحاظ سلامت روان چک شوند. اینکه بگوییم با عشق و محبت علائم تخفیف می یابند یا بهبودی حاصل می شود، نیست. هر چند زندگی با یک فرد بیمار ( چه جسمانی و چه روحی) دشوار و مستلزم فداکاری و از خودگذشتکی فراوانی است،  ولی اصلا نمی توان گفت وجود این شرایط تضمین کننده داشتن یک ازدواج موفق است. نکته ای که خیلی مهم است   بینش و پذیرش ایشان نسبت به بیماری و پس از آن تمایل به تغییر و بهبود و یپس تعهد به تداوم درمان است.
در خصوص اجازه ازدواج باید بگویم که مشاوره پیش از ازدواج، برای این است که شما با آگاهی و شناخت بیشتری لز مخاطبتان، دست به انتخاب بزنید و مشاور برای شما تصمیم نمی گیرد. نهایتا اطلاعات حاصل از مصاحبه و  تست ها را در اختیار شما می گذارد و کمک می کند خودتان تصمیم بگیرید.
به نظر من علی رغم تجربه احساسات مثبتی که از روزهای خوشتان با ایشان داشته اید، بی ثباتی زیادی در رفتارهای ایشان دیده می شود و لازم است کمال احتیاط را در تصمیم گیری داشته باشید.
 

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید