دوست عزیز،الان شما عروس این خانواده محسوب میشوید و جایگاه شما دیگر دوست نیست،،
شما برای محبت و نزدیک شدن راز کسی را فاش کردید که روزی به شما اعتماد داشت،و خودتان هم پی بردید
بهترین کار شجاعت هست،وقتی ضعیف بودن خودتان را نشان دهید دیگر تمام است،آبرو اگر قرار است با این چیزها برود بزارید برود
از هیچ چیزی نهراسید بالاتر از سیاهی رنگی نیست ،مادر شوهرتان اصلا بفهمد،خیلی با قدرت بگویید که این حرفها،حرفهای دخترانه بوده و دلیلی نداره من خودمو اثبات کنم،مادر شوهر عزیز همیشه بین ۳ دوست این مشکلات بوده و حالا که ازدواج کردم هردو دوستم از جداشدن من ناراحت هستند و دلتنگ!!!!!
من میخواهم شما به این نتیجه برسید که به جای ترس،فقط شجاع باشید
جوابش را ندهید،استوری هایش را ببینید
و در صورت رودررویی اگر گفت شما دروغگو هستید بگید:
من فقط باهات احساس راحتی کردم و مواردی رو گفتم،اکر دروغگو خطابم میکنی مشکل طرز فکر خودت هست،
در هر صورت با ایشان وارد بحث و اثبات نشوید
فقط قدرت!!قوی و بی تفاوت عمل کنید.
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید