2794

خانم مجرب لطفا تورو خداجواب میدین

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 1039 بازدید

باسلام 

من یه خانم ۴۳ ساله هستم که دارای سه فرزند پسر ۲۳ ساله دختر ۱۳ ساله و پسر۶ ساله

حدود ۲۵ساله که ازدواج کردم این مدت شوهرسابقم از نظر احساسی وخیلی چیزای دیگه ای که یک زن میخواد وانتظار داره از شوهرش انجام نمیداد حتی منو دریغ میکرد از کلمه دوستت دارم از یه هدیه ، گل وخیلی چیزای دیگه مث خساست و چیزایی که اینجا نمیشه گفت من برای زندگیم کلی مشاوره رفتم کلی تلاش کردم بااین اقا که شوهرسابقم هست طی این سال ها حرف زدم گفتم من محبت وتوجه میخوام مشاوره های زیادی رفتم گفتم که ایشون بره اما نرفت و از حدود سه سال پیش باهاشون برای آخرین بار اتمام حجت کردم گفتم که من نیازبه توجه محبت وخیلی چیزای دیگه که یک زن میخواد دارم گفت من همینی که هستم ونمیتونم تغییرکنم ومنم راهم رو ازشون جدا کردم دراین بین با یک آقا ۲۷ ساله آشنا شدم هم اون منو دوست داره هم من ایشون رو شاید شما قضاوتم کنید بگید چرا باکسی که ۱۶ سال ازت کوچیکتره عاشق شدی ابن آقا شاید سنش ازم کوچیکتر باشه اما سن واقعیش بدون شناسنامه به اندازه یه مرد ۵۰ ساله پخته وتجربه داره هرطوری که بگین امتحانش کردم وفهمیدم برای ببخشید امیال جوونیش منونمیخواد دختر ۱۳ ساله وپسر۶ ساله امم بی حدواندازه دوست داره و براشون کارهایی که پدره اصلیشون نمیکرد برای اونا انجام داد تاحدی که دختر ۱۳ ساله ام میگه ما کنارهم شادیم توروخدا به اون زندگی بابام برنگرد

من الان ۵ ماهه که طلاق رسمی گرفتم ولی نزدیک دوساله که جدا از طلاق بااون شوهرسابقم هیچ ارتباطی ندارم پسر۲۳ سالم از وقتی خبر طلاق شنید کلا دیگه بهم حدود ۳ ماه زنگ نزد البته اونم فقط منو برای منفعت آینده خودش میخواد و اینکه میگه پدرم هرطوریه باهاش زندگی کن بهم میگه توالان ۴۳ سالته وحدود ۷ سال دیگه یائسه میشی ونیاز به محبت نداری درصورتی که یک زن تازنده است همیشه نیاز به توجه ومحبت داره 

پسرم ازوقتی شنید من طلاق گرفتم از شهریور تا آذرماه باهام صحبت نکرد زنگ نزدمن باون آقا بدون اینکه کسی از خانواده ام بفهمه وپسربزرگم بفهمه صیغه هم شدیم بعد عده طلاق کنارهم شادبودیم بچه هام دختر ۱۳ سالع وپسره ۶ سالم قشنگ شاد بودن آرامشی کع این ۲۵ سال از زندگی سابقم نگرفتم در این مدت کم که زیر یک سقف بااین آقا پسز۲۷ ساله گرفتم هیچ وقت نگرفتم از نظر مالی یکم شرایط مث سابق نبود ولی آرامش وخوشبختی داشتم تااینکه نتونستم از دل تنگی پسربزرگم طاقت بیارم و خودم غرورم زیرپاگذاشتم وبهش زنگ زدم ومجبورشدم برای اینکه پسرم بیاد پیشم به خودم گفتم فعلا بعد اتمام صیغه به این آقا پسر که شوهرالانم هست یعنی تاریخ صیغه بگم فعلا صبرکنیم تا پسرم سروسامان بدم وبعد عقد کنیم وقتی به ایشون گفتم یهو داغون شدند چون ما همه قول وقرارامون گذاشتیم که عقد کنیم ویک سال بعر علنی کنیم ومن زدم زیرش بخاطر پسرم 

این آقا هم بخاطر من جلوی خانوادش وایساد چون واقعا خانم مجرب منو دوست داره ومنم دوستش دارم وخدایش هیچ وقت ندیدم این عشق باتموم ناملایمات واتفاقات کم بشه برای دیدن من حتی از شهرخودش میومد اینجا تا بتونه منو ببینه وبعضی وقتا شبا داخل راه آهن میخوابید تو برف بارون هرشرایطی بگین میومد و هرچی سرمایه داشت برای من وبچه هام خرج کرد 

به نظرتون من چیکارکنم الان با آقایی که دوسش دارم عقد کنم یااینکه همون تصمیمی که گرفتم فعلا صبرکنم پسرم سروسامان بگیره بعد بااین آقا عقدکنم؟؟هرچند که پسرم تموم زنگ نزدنش وطرفم نیومدنش بخاطر متفعت خودش واون شوهرسابقمه ومیگه پدرم هرطوریه توباش

من از بابت طلاق هیچگونه ضربه ای نخوردم برعکس راحت شدم از زندگی که ذره ای ارزش واهمیت وجایگاه نداشتم وفقط اون آقا همه چیز بود حتی بلد نبود منه زن رو چطور احترام بزاره خانم دکتر 

پاسخ مشاور

روانشناس، روان درمانگر و مشاور

بانوی گرامی،چندین بار پیام شمارا خواندم,,, امیدوارم بتوانید نگاه واقع‌بینانه ای از صحبت های بنده را داشته باشید،تمام حرفها و راهنمایی بنده اگر نابه جا بود⭐⭐⭐⭐⭐ لطفاً کاربران محترم نی نی سایت به من بازخورد بدهند که خانم مجرب شما اشتباه گفتید،،⭐⭐⭐،،
بانوی محترم ۴۳ ساله،شما با پسری رابطه برقرار کردید که ۴سال از پسر خودتان بزرگتر است ،بنده در اتاق درمان نیستم که از طرف ۲۷ ساله شما جستجو کنم چرا عاشق زنی در جایگاه مادر خود شده(مطمئن ام این به جهت تزلزل و نداشتن مادر خودش و یا داشتن مادر خودش) بوده،
لطفاً به حرفهای بنده گارد نگیرید،واقع بینانه پاسخ دهید،یه خانم در سن شما واقعا چرا باید عاشق ه همسن پسرش بشه؟؟تمام پسران ۲۰ تا ۳۰ سال،همه مهربان هستند همه بامحبت و متوجه و داغ و هات هستند،برای شما عجیب هست ،شما به خاطر گذشته نداشته،پسر یک خانواده را دارید محروم میکنید،اون جوونه،اون نمی‌بینه شما چی؟؟؟؟شما اگر واقعا دوستش دارید زندگی را ازش نکیرید،شما موقتی هستید،اون پسر حق داره یه دختر ۲۰ ساله بگیره و صاحب فرزند بشه،شما به مادرش فکر کنید کلی آرزو داره،و خود شما مادر هستید،همین پسر شما بخاد خانم ۴۰ ساله ای را به همسری بگیرد نظر شما چیست ؟هرچند الان پاسخ میدهید من می‌زارم پسرم با هرکسی شاد هست ازدواج کنه!!! دقیقا همین اشتباه هست،پدر و مادرها در برابر خطا و اشتباهات فرزندانشان در حد مرگ پیش میروند،خواستم به شما اعلام کنم این پسر ۲۷ ساله با تمام امتحانات و رفتارهایی که ازش دیدید،رابطه و احساس نرمال به شما نداره،شما هم همینطور ،شما و اون آقای ۲۷ ساله در غالب مادر و پسرید،اون دنبال مادر نداشته،و اون در غالب پسر نداشته و عشق نداشته،لطفا گارد نگیرید به حرفهای بنده ،از من راهنمایی خواستید،قرار نیست من اون مشاوره خوبه باشم که خوشتون بیاد،بنده حقیقت را بیان میکنم،رابطه شما بینهایت ناراحت کننده است ،لطفا عاقلانه تصمیم بگیرید ،با دوستانی که می‌فرمایند عشق سن و سال نداره 🖐️🖐️🖐️🖐️🖐️کاملا مخالف هستم,یک پسر ۲۷ ساله در این سن به خاطر احساسات دست به اشتباه میزنه،شما چی بانوی محترم؟؟؟با زندگی یک پسر جوان لطفاً بازی نکنید

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید