2777
2789
عنوان

خانومای خونه دار بیایین دردو دل

244 بازدید | 22 پست

چه حس بدیه که همه عمر آدم تو آشپزخونه بگذره و صرف تمیز کاری و نظافت و کارای خونه و بچه داری بشه بدون توقع جبران و تشکر بعد یه شوهر قدرنشناس بابت شیطنت بچه بهت بی احترامی کنه ،حالا دیگه خواسته ها و آرزوهات که تبدیل به حسرت شده و ذره ایی براش مهم نیست دیگه بماند

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من چند ماهه که سرکار نمیرم و  خونه دارم،خیلی راضیم خیلی قشنگه چی قشنگ تر از اینکه خونه تمیزتو نگاه کنیو قرمه سبزی از صبح برا شام بار بزاری یا یه لحظه بری سرک بکشی دم در ببینی کی تو کوچس که باهاش گرم بگیری یا خیلی چیزای دیگه منکه راضیم 

اعصاب زیادی ندارم ،حوصله بحث و دعوا برای آدم دنبال دعوا زیاد دارم،گزارشیا تو تاپیکم نیاین برین یه جا دیگه ........

من از خونه داری و‌خونه موندن لذت میبرم بچه هم ندارم،ولی بی احترامی در هر صورت تو دل ادم می مونه چه سر بچه یا هر موضوع دیگه ای

جنگل رو به فنا بود ولی درختها هنوز به تبر رای میدادند چون تبر درختان را قانع کرده بود که او هم یکی از انهاست زیرا دسته او هم از چوب بود..
از بس تحمل میکنیم انگار قبول کردیم بی احترامی حقمونه

تاپیک آخرم بخون چند دقیقه پیش گذاشتم انگار خودمون باورمون شده بی احترامی حقمون

خدایا یاری کند قلبی را که در آرزوی چیزیست که در تقدیرش نیست

خسته نباشی عزیزم ولی چقد خوب میشد شوهرا خوب و مهربون و قدرشناس میبودن 😢 دقیقا الان تو اشپزخونه داشتم برا ناهار فردا غذا میپختم که بابام اینا همش بهم میگفتن شکمو یاد این افتادم یه خواستگار داشتم از این جهات خیلی فهمیده بود همکلاسیم بود میگفت باهم کار میکنیم کارای خونه رو انجام میدیم اینا یه لحظه بغض کردم چرا قبولش نکردم و الان پی زندگی خودم میبودم و پیشش ارامش داشتم کمتر مردی با این اخلاقیات خوب پیدا میشه واقعا

من چند ماهه که سرکار نمیرم و  خونه دارم،خیلی راضیم خیلی قشنگه چی قشنگ تر از اینکه خونه تمیزتو ن ...

دقیییقا منم ده ساله دارم لذت میبرم😁

جنگل رو به فنا بود ولی درختها هنوز به تبر رای میدادند چون تبر درختان را قانع کرده بود که او هم یکی از انهاست زیرا دسته او هم از چوب بود..
خسته نباشی عزیزم ولی چقد خوب میشد شوهرا خوب و مهربون و قدرشناس میبودن 😢 دقیقا الان تو اشپزخونه داشت ...

اره آدم یاد خریت خودش میفته حرص میخوره البته چه سود

خدایا یاری کند قلبی را که در آرزوی چیزیست که در تقدیرش نیست
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز