سلام قشنگای من🙂

میدونستی که ترس از ناآگاهی میاد؟؟؟
اگه چشم بسته وارد اتاق تاریکی بشی که تاحالا واردش نشده بودی و صدایی به گوشت برسه چون نمیدونی چه چیزهایی اطرافت رو فرا گرفته و ناآگاه به چیزهایی هستی که در اطرافت میگذره 👈🏻 دچار تــــــرس میشی...
اما اگر برای یک لحظه چراغ اون اتاق روشن بشه و تو ببینی هیچی در اون اتاق نبوده جز یک پنکه روشن!
و اون صدا تنها از یک پنکه روشن بوده👈🏻 دیگه نمیترسی!
ترست از بین میره چون آگاهیت نسبت به اطرافت بالا رفته
حالا اگه دوباره چراغ اتاق خاموش بشه دیگه از صدای اطرافت نمیترسی...
علت اینکه مدت هاست اون هدف یا کاری که آرزوته انجام بدی رو هنوز انجامش ندادی فقط تنبلی نیست!
تنبلی بهانه ای برای پوشاندن ترس هامونه
ترسی که از ناآگاهی نسبت به اون حرکت جدید و هدف جدیدت به سراغت میاد
اما این ترس ابتدایی کاملا طبیعیه... 🤌🏻
فقط شــــــروع کن!
همیشه اولین قدم سخت ترین و ترسناکترین قدمه...
هرچی از شروع بگذره آگاهیت نسبت به اون اتفاق بالاتر میره و ترس تو کم رنگ تر و اعتماد به نفست بالاتر میره...
حیف نیست خواسته هات به خاطر غول ترس که بادکنکی بیش نیست خاک بخورن و خودتو تسلیم ناآگاهیت کنی؟؟؟
امروز شنبه اول هفته ست بهانه نیار🙂
یه سوزن بردار تا اون بادکنک رو بترکونی!
پاشو خودت رو به خودت ثابت کن
پاشو برای خوشحال کردن خودت یه کاری کن
پاشو برای هدف هایی که به تعویق انداختیشون حرکتی بزن
پــــــــاشو👍🏻