2777
2789
عنوان

دخترم خیلی اذیتم می‌کنه

3003 بازدید | 29 پست

سه سالشه 

یعنی هر چی. بهش مخالفت می‌کنه ، اصلا به حرفام گوش نمی‌ده . دائما در حال بهم ریختن هست . غذا هم نمیخوره . خیلی بهم زور‌ میگه ‌‌. خسته شدم فقط باهام میجنگه . تو مهمونی ها نمیزارع ۲ دقیقه با کسی حرف بزنم . همه چی و بهم می‌ریزه و یه عروسک هم نمیزاره سرجاش .

والا من ملاحظه بچه بودنش و میکنم راحتش میزارم .میگم برو بازی کن . همه چی براش آماده میکنم ، میبرمش بیرون بازی کنه ولی بازم اذیتم می‌کنه و هر کی میبینه متوجه میشه




عزیزم با یه روانشناس کودک صحبت کنید حتما راه حلی بهتون میدن 

و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها                                        ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند…#مولانا

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

عزیزدلم روانشناسی کودک تا ۷ سالگی رو بخون کمکت میکنه 

بچه تا ۵ که کلا همینه ازون به بعد کم کم حرف شنو میشه 

از طرف من دخترتو بخورش معلومه خیلی جیگره

           کاربری چهارم                          هفده سال پیش بین خرید گوشی لمسی که تازه مد شده بودو تختخواب من تخت خوابو انتخاب کردم چون دلم زندگی و عشق و دوست داشتن میخواست ،نه کامپیوترو دوست داشتم نه گوشی نه بلوتوث نه کلیپ نه عکس نه فیلم ، من مجازی رو نمیخواستم من واقعیتو با خوبیها دوست داشتم چون احساسی و واابسته بودم اما ده سال بعد بالاخره دوتایی با چه شوقی گوشی خریدیم، با اومدن تلگرام ، واتساپ و اینستاااااا تو  باخیانتات ذاته واقعیتو نشون دادی، حس کردم ، باور کردم بعد ازون سرو صدا ها و دعواهایه شدید  تحقیر شدم  خورد شدم، حس کردم بازی خوردم، بچه رو وسیله زجرکش کردن من کردی  به خاطر بچم باید شاد بودم و میخندیدم و زندگی میکردم دو سال طول کشید تا سرپا شدم  اما شما رو از توی خونه ی دلم و قلبم انداختم بیرون، گذشت تا امروز من زنی شدم مستقل محکم و قوی ،سخت بود اما تونستم ، همه ی برنامه هایه موبایلو یاد گرفتم اما درست ازش استفاده میکنم به شما بارها گفته ام برو همه ی پولها و اموال را هم  بردار فقط برو بزار یه صبح که بلند میشم شمارو نبینم و از ته دل دوباره بخندم مگر چند بار زندگی میکنم اما شما مرا رها نمیکنی باشه این نیز بگذرد، میدانم گوشیم راپنهانی برمیداری حرفایه دلم را میخوانی پس بخون شما جوونیه منو به لجن کشیدین قطعا اگر عمرمن به این دنیا باشد پیری شما را به لجن خواهم کشید ، اما بدون شاید هیچ کس به اندازه ی من از اومدن فضایه مجازی خوش حال نیست  زندگی را به کامم زهر مار کردی  اما بهتر ازین بود که تو پیری میفهمیدم بهم خیانت کردی و اتش میگرفتم و کاری از دستم بر نمیامد پس خدایا بازم شکرت الان حداقل احساسم بزرگ ترین سرمایه ام را خرجت نمی کنم ارزوی بوسیدن و دوست داشتنت را تا ابد به دلت خواهم گذاشت 💏 💑  خانومی که امضامو میخونی من راز دلمو فقط برا این نوشتم که گذشتم  یادم نره و از یه سوراخ ده بار گزیده نشم ،پس ممنون میشم که به خاطر امضام منو لایک نکنین و سوال نپرسین چون دوست ندارم هر روز برام یاداوری بشه🌹
عزیزم با یه روانشناس کودک صحبت کنید حتما راه حلی بهتون میدن 

بخدا به همه چی گیر میده . همه چی‌و بهم می‌ریزه .تو مهمونی ها و بیرونم که از کاراش خجالت میکشم ‌‌ هر. چقدر هم بهش با آرامش توضیح میدم اصلا انگار نه انگار.


اومده بودم از دست دخترم تو سایت ی تاپیک غر زدن بزنم😢. متاسفانه دختر منم ۲۱ ماهشه و همین وضعیت رو دارم‌.واقعا از دستش دیوونه و روانی شدم جدیدا هم لجبازی میکنه شلوار نمیپوشه واقعا نمیدونم باید چیکارش کنم دیگه

اومده بودم از دست دخترم تو سایت ی تاپیک غر زدن بزنم😢. متاسفانه دختر منم ۲۱ ماهشه و همین وضعیت رو دا ...


دارم رو پاهام تکونش میدم بخابع 

میگه حتما باید صاف بشینی 

بخدا کمرم شکسته 

خوب شناختیش ، همه میگن ولی منو اذیت میکنه

اره زود میفهمم این جور بچه ها رو 

این نشون میده بچه هوش بالایی داره ان شاالله دانشجو شدنشو ببینی عزیزم 

           کاربری چهارم                          هفده سال پیش بین خرید گوشی لمسی که تازه مد شده بودو تختخواب من تخت خوابو انتخاب کردم چون دلم زندگی و عشق و دوست داشتن میخواست ،نه کامپیوترو دوست داشتم نه گوشی نه بلوتوث نه کلیپ نه عکس نه فیلم ، من مجازی رو نمیخواستم من واقعیتو با خوبیها دوست داشتم چون احساسی و واابسته بودم اما ده سال بعد بالاخره دوتایی با چه شوقی گوشی خریدیم، با اومدن تلگرام ، واتساپ و اینستاااااا تو  باخیانتات ذاته واقعیتو نشون دادی، حس کردم ، باور کردم بعد ازون سرو صدا ها و دعواهایه شدید  تحقیر شدم  خورد شدم، حس کردم بازی خوردم، بچه رو وسیله زجرکش کردن من کردی  به خاطر بچم باید شاد بودم و میخندیدم و زندگی میکردم دو سال طول کشید تا سرپا شدم  اما شما رو از توی خونه ی دلم و قلبم انداختم بیرون، گذشت تا امروز من زنی شدم مستقل محکم و قوی ،سخت بود اما تونستم ، همه ی برنامه هایه موبایلو یاد گرفتم اما درست ازش استفاده میکنم به شما بارها گفته ام برو همه ی پولها و اموال را هم  بردار فقط برو بزار یه صبح که بلند میشم شمارو نبینم و از ته دل دوباره بخندم مگر چند بار زندگی میکنم اما شما مرا رها نمیکنی باشه این نیز بگذرد، میدانم گوشیم راپنهانی برمیداری حرفایه دلم را میخوانی پس بخون شما جوونیه منو به لجن کشیدین قطعا اگر عمرمن به این دنیا باشد پیری شما را به لجن خواهم کشید ، اما بدون شاید هیچ کس به اندازه ی من از اومدن فضایه مجازی خوش حال نیست  زندگی را به کامم زهر مار کردی  اما بهتر ازین بود که تو پیری میفهمیدم بهم خیانت کردی و اتش میگرفتم و کاری از دستم بر نمیامد پس خدایا بازم شکرت الان حداقل احساسم بزرگ ترین سرمایه ام را خرجت نمی کنم ارزوی بوسیدن و دوست داشتنت را تا ابد به دلت خواهم گذاشت 💏 💑  خانومی که امضامو میخونی من راز دلمو فقط برا این نوشتم که گذشتم  یادم نره و از یه سوراخ ده بار گزیده نشم ،پس ممنون میشم که به خاطر امضام منو لایک نکنین و سوال نپرسین چون دوست ندارم هر روز برام یاداوری بشه🌹

پسرم تا کوچکتر بود هیچ جایی نمیخواستم برم‌. واهمه داشتم از مهمونی رفتن و اومدن.  بازار.  نق و بهونه و دستکاری وسایل خونه دیگران. و خیلییی چیزای دیگه.  

۳ سال که تموم کرده خیلی بهتر و عاقل تر شده.خوب و بد رو میفهمه.  

بخدا به همه چی گیر میده . همه چی‌و بهم می‌ریزه .تو مهمونی ها و بیرونم که از کاراش خجالت میکشم ‌‌ هر. ...

بچه باید شیطنت کنه اگ پخمه باشه مریضه بچت ازاون فعالای باهوشه

برای سلامتی عزیزانم لطفا یه صلوات بفرستی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز