در حالی که به شدت مادرم با حرفاش لهم کرده و پهار روزه رنگی از روی ارامش ندیدم و تمام اعتماد ب نفسم خرد و خاکشیر شده دارم تلاش می کنم برای ساختن و بودن و زنده موندن...
خدایا من کسیو جز تو ندارم پناهم بده و دستمو بگیر.. من خیلی تنهام...
میشه برام دعای خیر کنید.. درمانده شدم