یادم میاد از بچگی مادر پدرم تو فاز دعوا و کتک بودم هر سریم که مادرم از بابام حرصش میگرفت منو کتک میزد یا بهم میگف بخاطر توعه که من انقدر بدبختم اگه شماها(من و خواهرم) نبودید الان رفته بودم پی زندگیم مدام منت بودنشو سرمون میزاره جالبیش اینه من هیچکارشم نکردم جز افتخارم هیچی براش نبودم از رتبه برتر شدن تو مدرسه گرفته تا کسب مقام تو نقاشی و داستان نویسی و مسلط بودن به سه تا زبان خارجه و قبول شدن رشته دانشگاهی سخت و غیره ولی نمیدونم چرا بم میگه مایع سرافکندگیمی مایه ابرو ریزیمی مدام میگه چرا ارایش نمیکنی چرا موهاتو نمیریزی بیرون چرا نمیری مثل بقیه دخترا مهمونی میگم دوست ندارم میگه خاک بر سرت قربتی جالبیش اینه یه بار میخواستم با هم کلاسیم برم بیرون خودشو به زمین و زمان کوبید نزاشت از رفیقم شانس نیاوردم اخه با هرکی رفیق میشدم از جونم براش مایع میزاشتم ولی همشون به یه نوعی یا بهم خیانت کردن یا از پشت خنجر زدن یا وسط راه ولم کردن و تنهام گذاشتن از عشق و عاشقیم بگم که من روم نمیشه سرمو بگیرم بالا به پسر نگاه کنم ولی ۵ سال کسیو دوست داشتم که بخاطر خجالت خودم و ترس از خانواده روم نشد بهش چیزی بگم و این حسو هی تو خودم ریختم نمیدونم چرا اینجوریه نکنه من کاری کردم خدا قهرش گرفته ازم یا امتحان الهیه که دارم پس میدم نمیدونم واقعا
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره: