2777
2789
عنوان

ناراحتم از شوهرم بیاین خانوما😓

440 بازدید | 16 پست

من تجربه اول بارداریمه و به شدت حالم بده اونقدر بالا میارم ک رگ های مغزم فشار میاد و سر درد هم میشم و انواع درد های دیگه تو شهر غریب زندگی میکنم و شوهرم از صبح نیستش تا ۷ عصر ...اونوقت شوهرم دیشب در اومده میگه هر چقدرم هم درد داشته باشی ولیل نمیشه ک خوشحال نباشی و نخندی ناسلامتی بچه دار شدیم..گفتم اخه چرا حرف بی حساب میزنی کی تو حال خرابیش میگه و میخنده ک من دومیش باشم...خلاصه ناراحت شدم...فک میکنه اینکه بهم بگه چی هوس کردی و دو سه تا ظرف برام بشوره یعنی درک کردن...گیر میده ک تو نمیخندی و همش دپرسی ....باهاش قهر کردم صبح طبق عادت همیشه منو بوسید و رفت سر کار ...ولی دلم ازش گرفته...حق دارم ؟ چ برخوردی باهاش کنم امروز ک اومد

عزیزم بارداری حساس شدی حق داری اما اونم تجربه ای نداره ولی احساس کردم خیلی دوست داره از این روزات لذت ببر برای افراد باردار دمترون بهشون میدن خواهرم همینجور بود هر صبح یکی میخورد اوکی می‌شد 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

گناه داره ذوق دارع نزن تو ذوقش بیخیال

من یه دختر ویک زن قوی ام🤍یه دختری که همدم نداشت خواهر نداشت و همیشه دردو دلاشو به خودش میگفت اما هیچوقت کم نیاورد...💔دلش شکست تنهاموند زمین خورد اما دوباره رو پای خودش وایستاد🌱با من از ناامیدی حرف نزن....من دختر روزای تنهایی ام❣
خوش ب حالت ک دوتا طرف میشوره و بهت میگه وی هوس کردی 

میخام نگه...فکر میکنه من لوسم..نمیدونه واقعا دارم درد میکشم...بخدا انتظار داره پاشم برقصم و بگم و بخندم...واقعا جون تو بدنم نیست نمیفهمه

حساس شدی 

مردا تا اخر عمرشون هم نمیتونن درک کنن چون حامله نمیشن

اگه حاملگی نوبتی بود خیلی عالی میشد مردا یه سرماخوردگی ساده میگیرن ده برابر ما ادا دارن اگه حامله بشن مطمعنن خودشونو دار میزنن😂

 لطفا به خاطر خودتون هم که شده به نظر من و بقیه اکتفا نکنید ما خدا نیستیم همگی ممکنه اشتباه کنیم🧡/تایپ شخصیت INTP/ چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم....مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم...طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری...خود را کشتم و درمان خود کردم/ چون نهالی سُست می‌لرزد روحم از سرمای تنهایی می‌خزد در ظلمت قلبم وحشت دنیای تنهایی دیگرم گرمی نمی‌بخشی عشق،ای خورشید یخ بسته سینه‌ام صحرای نومیدیست خسته‌ام، از عشق هم خسته../ خدایا شکرت ولی کاش انقد زود نعمتاتو از من بی لیاقت نگیری :)
عزیزم بارداری حساس شدی حق داری اما اونم تجربه ای نداره ولی احساس کردم خیلی دوست داره از این روزات لذ ...

میخورم ولی تاثیر نداره هفته ۱۴ هستم نمیدونم کی تموم میشه 😥

عزیزدلم بارداری حساس شدی 

ولی یه چیزو خواهرانه بهت میگم قدرشو بدون اگه دنبال اینه که چی هوس کردی و برات ظرف میشوره 

و اینکه مردا فکر میکنن اگه طرف مقابلشون ناراحته و یا شاد نیس مشکل از اوناس و نتونستن طرفشون رو شاد کنن 

برای همین واکنش نشون میدن و سعی دارن حالت خوب بشه 

اگه از این دید نگاه کنی خیلیم قشنگه که نگرانه خوشحال بودنته

بعد هم من که زنم و تاحالا باردار نشدم نمیتونم حال یه باردارو تصور کنم و درک کنم حتی با اینکه علائمش رو میدونم 

اون که دیگه مرده و تو دنیای خودشه

 حرص نخور نه برای خودت خوبه نه بچه

شما الان هم از نظر جسمی خرابی هم هورمونات به هم ریخته و از لحاظ روحی تغییر کردی ولی یه چیزو خواهرانه بگم، مردا دقیقا شبیه پسر بچه میمونن. اون درکی که خانوما دارن رو ، واقعا نمیتونن داشته باشن. اون بنده خدام از صبح تا شب سرکاره و شب که میاد توقع داره از شما حداقل یه روی خوش ببینه. شما هم حق داری چون شرایطت اجازه نمیده اما لبخندتو ازش دریغ نکن حتی اگر زوری باشه.حالا که هواتو داره، توی کارا کمکت میکنه، توام هواشو داشته باش


خدا حفظ کنه تو دلیتو عزیزم. ان شاالله که صحیح و سالم به دنیا بیاد  

مردا همسرشونو در همه حال خوشحال میخوان

یعنی اون لبخند رو لبت و چهره خندون حالشونو خوب میکنه و انرژی مثبت میگیرن....از همسرت ناراحت نشو و زندگیتو تلخ نکن

چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...

اولا مبارکتون باشه.

دومابارداری حساس شدی.

منم شرایط غربت و تنهایی شما رو داشتم.حالم انقدربدبود ک شوهرم ساعت ده شب میومدجنازمومیبردبیمارستان.

کل نه ماه هم بالا آوردم.پس اگه میخواستم دپرس و بی حال باشم نه ماه از زندگی خودمو هدر داده بودم.

با حال بدم پامیشدم با عشق واسه همسرم غذا درست میکردم بعد من کنارسفره دراز میکشیدم همسرم غذا میخورد

بالاخره رسیدم ب آرزوم(17تیرما1403)خدایاشکرت.بزرگترین آرزوم استخدام شدن تو آموزش وپرورشِ.دلم خیلی ب درد میاد وقتی ی عده نادون میگن اینهمه درس خوندی ک حالا کهنه بشوری؟واسه رسیدن ب بزرگترین آرزوم نیازمند دعای شمام.پس واسم خواهری کنید و هر جور میدونید دعاکنید.شایدبا نفس حق شما من ب خواستم رسیدم.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792