شوهرم با خواهرش سر یه سری مسائل خانوادگیشون که به من ربطی نداشت قهر بودن چنذ ماهه منم دخالتی نکردم حتی تولد خواهرشوهرم دو ماه پیش بوذ ایسنتا تبریک گفتم که فهمیدم منو هایدن کرده تو استوریش و با دخترش پیج ساخته و حتی داداشم که قهر ادد کرده جز من فقط به سوهرم کفتم کارش زشت بوده به من قهرتون ربطی نذاره خلاصه سه روز پیش به شوهرم زنک زده و حرفایی پشتم کفت که شاخ در اوردم شنیدم خیلی ازش ناراحتم انفدر از موقعی که عروسشون شدم بهم بدی کرده هر باز سکوت کردم حرمت نگه دارم میخواستم برم همه حرفامو و بدی هاشو بهش بگم که بفهمه اون بوذه که بدی کرده من بد نبوذم شوهرم نزاشت گفت ولش کن حالا مبخواد بیاد اشتی منم دلم صاف نمیسه تا خرفامو نزنم استی کنن میدونم بین خودشونه و هیچکی از دل من در نمیاره پازسال هم قهر کردن پشت من حرف زده بود بخشیدم و حرفی نزدم ولی الان دیکه زورم میاد ببینمش و انگار نه انگار چه حرفا که پشتم نزده نمیدونم چیکار کنم خیلی اعصابم خورده