2777
2789
عنوان

داستان سگ گرفتگی

968 بازدید | 44 پست

بچه بودم حدودا 9یا10ساله 

عاشق سگا بودم 

داییمم ی سگ گند داشت از این بزرگا 

این سگه با من اشنا بود یعنی تنهایی میرفتم پیشش باهاش باری میکردم 

ی روز از مدریه برمیگشتم خونه مادر بزرگم این سگو دیدم رفت پیشش غرش کرد سمتم مادرم گفت داییت بهش استخون دادع اونم زیر پاش چالش کرده  بهتره نزدیکش نشی 

اقا من گوش نکردمو یواشکی رفتم پیشش 

چشمتون روز بد نبینه 

چنان چنگ زد تو صورتم ک از قد خوردم زمین خون همه جارو برداشته بود 

مغنه ی سفیدم قرمز شده بود 

همش بهش لگد میزدم تا نخورتم 

تا نجاتم دادن همش بهم حمله میکرد اما 

یادم میاد قبل از اینکه خاله و داییام برسن 

ی مردی 

   ❤ میشه برای ازدواجم نفری یدونه صلوات بفرستین؟ اجرتون با سیدالشهدا ♡☆

با لباس سفید و چهره ی نورانی داشت جلوی سگو میگرفت قشنگ یادم میاد ولی تا داییمو خاله هام رسیدن غیب شد 

باورتون نمیشه نمیتونستن سگو بیگیرن اخرم خالم با بیل سرشو شکست تا منو بردن 

هنوز ک هنوز جای زخم تو صورتمه خدا سر کسی نیاره

بعدم اون سگو فروختن به ی چوپان به ی هفته نرسیده سگه رو ماشین زد مرد 

خیلی ناراحت شدیم

   ❤ میشه برای ازدواجم نفری یدونه صلوات بفرستین؟ اجرتون با سیدالشهدا ♡☆

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

منم منزل اقوام بودیم اونا با سگ راحت بودن منم یه وقتی تنهایی رفتم سراغش شاید ۵ سالم بود تا الان یادم نمیره خواست بخورتم 😁😁 بابام با چوب میزد تو گردنش صاحب خونه نجاتم داد هنوز صحنه جلومه چقدر ترسناک بود 

⛔️ کاربر آقا هستم ⛔️
چی بگم...دختر همسایمون رو سگ تیکه تیکه کرده ازش قطع امید کردن.‌۵ سالشه

وایی چی بد ناراحت شدم 🖤🙃

   ❤ میشه برای ازدواجم نفری یدونه صلوات بفرستین؟ اجرتون با سیدالشهدا ♡☆

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108