2777
2789
عنوان

مادرشوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 683 بازدید | 34 پست

ای جااان به بابات آفرین بهش در ضمن نزار حرفی تو دلت بمونه همون موقع که مامانش میگه پسرم یه زن و حامله کرد فوری به شوهرت و بگو ازش بپرس بزار بفهمه که مادرش داره پشت سرت زندگیت خراب میکنه احتمالا همون حرفایی که به تو گفته بدترشو به شوهرت گفته

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

عزیزم خواهرانه میگم اونایی که سنتی ازدواج کردن پرمشکلن شماکه دیگه جای خودداری اینقدرموارداینجور پرتکراروتجربه نشون داده کسی که اینجور ازدواج کنه چندتاچیزبوجودمیادیا باشک وشکاکیت ازهم جدامیشن..یااین قبیل مسائل شما ویاخیانت و..اخلاقای بدرو میشه نه زن برای اون مرددیگه تازگی داره نه شوهر..چون چیزی برای کشف هم وانگیزه باقی نزاشتن...شماالان بری توزندگی بایدبدخلقیاروتحمل کنی وتاجایی که بستوه بیای ودرنهایت منجربه جدایی میشه قبل اینکه بریدسرخونه زندگیتون حتمامشاوره قبل ازدواج برید..شمابشدت اختلافات فرهنگی وخانوادگی دارید...حتمابایدحلش کنید...موفق باشید.

آفرین به پدرت، اگر الان کوتاه بیایید تا آخر کوتاه باید بیایی، باید شوهرت بیاد از بابات عذرخواهی کنه وگرنه کوتاه نیا، این زندگی عاقبت خوبی ندارد ، شوهرت به حرف مامانشه

میخواست بترسونه باباموکه بابام عصبی شدزدزیرگوشش

مسخره بابات بترسونه وحشی خوب کرد اقا جونت زدش بی تربیت بکرکرده روی تو ع بده میکشه روی اونم میتونه ولی خوب حرمت ها شکسته شده و ازطرفی فاصله طولانی عقد اختلافات بیشترررر کرده 

مسخره بابات بترسونه وحشی خوب کرد اقا جونت زدش بی تربیت بکرکرده روی تو ع بده میکشه روی اونم میتونه ول ...

دیگه نمیدونم چیکارکنم خسته شدم فکرنمیکردم عاشقی انقدتقاص داشت

دیگه نمیدونم چیکارکنم خسته شدم فکرنمیکردم عاشقی انقدتقاص داشت

میدونی خواهرم تنها راه عروسی باید برین زیر یه سقف سوتفاهم ها بره وگرنه هی بگذره اختلافات بیشتر میشه بورون وگه همون سال اول عروسی میگرفتن دیگه این داستان ها بین شما نبود

ببین منم شوهرم از جوراب گرفته تا عروسی خودش گرفت اخرم پول شب هتل برداشتن کردن جیب شون گداهای گرسنه .هرجاهم نشستن گفتن چه عروسی گرفتیم برای پسرمون.خاک تو سرا شیرینی محضر هم بدبخت شوهرم خرید همچین خودشون کنار کشیدن که یکدفعه خرج نکنن من واگذارکردم اون عفریته ننش و کفتار پیر پدرش به خدا نمیدونم ما این خونواده ها از کجا پیدا میکنیم 😐🤔

میدونی خواهرم تنها راه عروسی باید برین زیر یه سقف سوتفاهم ها بره وگرنه هی بگذره اختلافات بیشتر میشه ...

برای منم همه هزینه هاباهمسرم بود ازاول خیلی رودادم پروشدن میگم به نظرت هروقت همسرم اومدحرفای که مادرشوهرم گفته راجب گذشته بگم تیکه انداخته اذیت کرده؟انقدازگذشته همسرم گفته بهش شک پیداکردم یعنی وقتی میخواست بغلم کنه یارابطه برقرازکنه ذهنم درگیرمیشدنکنه به اون دختره فکرمیکنه

میدونی خواهرم تنها راه عروسی باید برین زیر یه سقف سوتفاهم ها بره وگرنه هی بگذره اختلافات بیشتر میشه ...

یعنی تقاص پس میدن؟اگه خدای باشه مادرشوهرم بایدبدجورتقاص پس بده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792