2777
2789
عنوان

بچم گم شد

| مشاهده متن کامل بحث + 2044 بازدید | 71 پست
من خونه مادرشوهرم بودم پدرشوهرم گفت میره دنبالش اما جای اینکه بره دنبال پسرم اول رفت دنبال بچه جاریم

همیشه پای یک جاری در میان است

من عاشق این سایتم😍 از تولد بچه اولم تا حالا هر وقت سوالی داشتم این سایت مثل یه خواهر و یه مادر برام بوده🥲❤ اگه قبلا منو زدین یا بهم بی احترامی کردین بگین محلتون ندم 🤭 آخه ممکنه یادم بره  

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

پسرمم دید کسی دنبالش نیومد با مادر همکلاسیش راه افتاد سمت خونه پدرشوهرم 

اما راه رو گم کرد و کل شهر رو چرخیدن دنبال خونه 


فرصت دادم بخشیدم خدا جهنم زندگیم رو بهشت کرد خدایا شکرت 
کجا بود اسکل

دیگه نتونستم خودمو نگه دارم اسی ببخش ترو خدا🤭🤭🤭🤭

عزیزم این چ حرفیه

من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام) 
چن روز پیش منم دخترمو‌ بردم پارک چشمم بهش بود یه هو غیب شد یعنی داشتم از استرس از هوش میرفتم با اینک ...



من اگ جات بودم یجوری میزدمش ک دیگ ازین شیرین کاریا نکنه هیچ وقت😑














شوخی بود حرفم😄

پسرمم دید کسی دنبالش نیومد با مادر همکلاسیش راه افتاد سمت خونه پدرشوهرم  اما راه رو گم کرد و ک ...

عزیزممم،حالا خدارو شکر ب سلامتی پیدا شده

من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام) 

گوشی ها هم آنتن نمیداد به چندتا از مادرا زنگ زدم ولی آنتن نمیداد اونا هم به من زنگ میزدن میگفت خاموشه

فرصت دادم بخشیدم خدا جهنم زندگیم رو بهشت کرد خدایا شکرت 

خدا براهیچکی نیاره،منو مامانم رفتیم بازار تا پیاده شدیم یکم رفتیم گفتم وای خاک بسرم مامان آیهان کو،اشکام اومدن ی استرس عجیبی آدمو میگیره خیلی بده راه رفته رو رفتم باز دیدم سرگردون یه مغازه لوازم خانگی دنبال ما میگرده گریم شدت گرفت پسرم اونجوری دور خودش میچرخید  گفتم چرا اونجا بودی گفت مامانی خیلی ظرف دوس داره فک کردم اونجا میرید،برای مادر چه ۵دیقه چه دوساعت چه یک روز،خیلی سخته 

دشمن یک تک تیراندازکوراست ولی دوست خیلی خوب میدونه ازکجابزنه💔💔💔💔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز