دوستااان
تاپیک قبلی گفتم ک تولدم فراموش کردن
ولییییی سوپرایزممممم کردن
تنها خونه بودم
مامانم زنگ زد گفت امشب بیشتر اداره میمونم کار دارم
بابات هم رفته خونه بابابزرگ ابجیت میاد دنبالت برو خونشون
گفتم باشه
ابجیم و شوهرش اومدن دنبالم
شوهرش گفت من گرسنمه بریم شام بخوریم بعد بریم خونه
خلاصه رفت کافه رستوران
و ناگهان با ورودمون اهنگ تولد پلی شد و مامان و بابا با کیک منتظر ما بودن🙈🙈🙊