واقعا نمیدونن چی بگم، شبو روزم تو درس خلاصه شده
نه دوستی، نه بیرونی، نه تفریحی
پدر و مادرم با اینکه دیگه کوچیک نیستم سر بیرون رفتنم گیر میدن، امتحاناتم شروع شده و من هر شبم گریس،
کسیو ندارم باهاش برم بیرون، دلداریم بده و کمکم کنه
نمیتونم با آدما ارتباط برقرار کنم و از طرفی نمیدونم چجوری با کسی آشنا بشم،
واقعا حالم بده:)