من بارداری دوممه بعد ۱۸ ماهگی پسرم باردار شدم وضع مالی مونم متوسط ینی مستاجریم و منو همسرم هردو کار میکنیم
تا چندروز پیش میخاستم بندازمش ولی اینقد خواب دیدم و مثل دیوونه هایی ک کسی از عزیزانش مرده گریه کردم و افسرده شدم که منصرف شدم و تصمیم گرفتم توکل برخدا بدنیا بیارمش.این بچه ها گناهی ندارن که ما بکشیمشون ولی بازم اونایی ک سقط میکنن و قضاوت نمیکنم و هرکسی صلاح خودشو بهتر میدونه.من دلشو، وجدانشو نداشتم