یعنی زدن بچه 2 ساله دست خود آدم نیست؟
زدن بچه 4 ساله دست خود آدم نیست؟
من خودم افسردگی شدید داشتم. قرص میریختن تو غذام و نوشیدنیام هرروز به من میدادن. از لحاظ روحی داغون بودم روانشناسا کاری از دستشون بر نمیومد دعا گرفته بودن من خوب نشدم چند تا روانپزشک اورده بودن من هییچی نمیفهمیدم همه چی برام سیاه بود، من انتخاب نکرده یودم که مادر شم، اما ناخواسته یه بچه کوچیکو باید نگه میداشتم. من بچه خودم نبود ولی مجبور بودم برادرم بود نمیتونستم بزارمش بره. خسلی سنم کم بود مدرسه میرفتم. خودمم تو بچگیم تا دلتون بخواد کتک خورده بودم ولی هیچوقت وجدانم نزاشت داداشمو بزنم. میگن بچه های بیش فعال خیلی شیطونی میکنن یهو خیلی خستخ میشن، برادر من همش شیطونس میکرد ماشالا خسته ام نمیشد.
من اصلا نمیخوام اینارو بگم دلمم نمیخواد آشنا پیدا بشه اینجا ولی دیگه نتونستم هرجا میرم میگن مگه مادری مگه مادری
نمیفهمم چجوری میشه بچرو زد
من نوزادی برادزم بزرگش کردم تا الان با اینکه خودم حال روحیم بدتر از حد تصور بود ولی انقدر داداشم با عشق بزرگ شده، مادرم که برگشت با اینکه همه ازش متنفر بودیم و بیشتر از همع در حق داداشم ظلم کرده بود بازم داداشم رابطه خوبی باهاش گرفت. منو که مادرم بزرگ کرده بود پر نفرت و کینه بودم اما بچه ای که من با اون حالم بزرگ کرده بودم انقدر پر از عشق و مهربون و قوی شده که هیچ چیزی نمیتونه از پا درش بیاره.
من هنوزم سر چیزای مسخره عصبی میشم، جلوی خودمو میگیرم ولی عصبی میشم.
اینارو گفتم فقط یه خاطر اینکه بگم اگه مادر بخواد بچش سالم بزرگ شه پس میتونه. حتی با بدترین شرایط