2777
2789
عنوان

دعوا با همسرم

941 بازدید | 22 پست

خانوما من یه یه هفته دیر پریود شدم رفتم سونو فهمیدم کیست دارم اینبار بر خلاف بقیه وقتا درد خیلییی شدید داشتم یه روز لک بعد قطع بعد دوباره لک تا سه روز بعد الان از امروز شدید یعنی شلنگ آب انگار درد زیاد هم داشتم بعد شوهرم صبح ظرفای کثیف رو گذاشت تو ظرفشویی اصلا نگا نکرده بقیه ظرفارم کثیف کرد منم بهونه گیر همشو جمع کردم گفتم باید بشوری زیاد نبودا ...بحث شد فحش داد من اومدم اتاقم چون به قدر کافی ضعف داشتم اصلا دست خودم نبود دردم هم زیاد بود

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

از طرفی هم سه روز بود شب زود می‌خوابید صبح بیدار میشدم می‌دیدم رفته پذیرایی می‌پرسیدم میگف گرمم شده درحالیکه قبلاً اینطور نبود دراز میکشید کنارم بغل میکرد تا بیدار شم منم انگار همین باعث شده بود بهونه گیر شم اومدم اتاق یکم گذشت اومد گفت پاشو صبحونه بخور با لحن بد ها گفتم نمی‌خورم بزور کشید سر سفره چای ریخت گفتم نمی‌خورم به خاطر فحش هاش دلم به. دلم نبود اصن شروع کرد داد زدن که آره من همه جام درد می‌کنه ادا های تورو در نمیارم مگه بقیه هم مثل توان؟و این حرفا گریم گرفت فقط پاشدم اومدم اتاق موند سر ظهر اومدگف گشنمه بیا یه چی درست کن بخوریم گفتم خودت برو بخور باز رفت گذاشت جلوش عین گاو

عصر شد اومد اتاق گف پاشو برو بیرون من بخوابم عوض عذر خواهی و درک شرایطم این برخوردش بود رفتم لباس پوشیدم برم خونه بابام اومد غلط کردن ک آره ببخش و این حرفا

تو این هفت سال هم هر بار با یاد آوری نزدیکم شده از در میومد با بچه مشغول میشد چند بار خودم پیشقدم شدم بعد با شوخی یادآوری میکردم بعد ها دیگ قهر میکردم یادش میوفتاد که آره مثلاً تحویل نگرفتم خسته شدم از یادآوری خودم از گدایی محبت همشم حق به جانبه که آره من کارم درسته تاحدی عصبیم که هیچی دیگ برام مهم نیس نمی‌ذاره برم از یکطرف هم اینطوریه موندم چه کنم

قصدش چیه آخه قبلاً اینطور نبود ها با محبت بود چند وقته اینطوری شده بهشم گفتم ک تا الان بخاطر زبونش موندم از الان اونم نداری لزوم بر موندن نیس اصلا درک نمیکنه من ۲۶سالمه اون ۴۱یه بچم دارم حس میکنم ادامه دادن باهاش تلف کردن عمره چون نمی‌خواد بفهمه و یاد بگیره انتظار تحمل سه روز تو ماه زیاده ؟که میگه هیشکی مثل تو نیس ؟ اصلا انگار درک این قضیه براش سخته که رفتار آدم دست خودش نیس این دوران همه دعواهامون این وقتاس با یادآوری هم درست نمیشه ادعا دوست داشتن داره ولی یکساله کسی ک هر روز ورد زبونش بود یبارهم ابراز علاقه نکرده مگر حین رابطه حق با اونه؟نه کادویی نه ابراز علاقه ای تو این مدت هیچیییی وقتی خوبم خوبه وقتی مریضم بدتر از من خودشو میزنه مریضی این اولین بار بود تو اوج دردم و گریه سرم داد میزد که آره من بدترم باید مثل تو ادا درارم؟چجوری دوست داشتنشو باور کنم آخه

مردها هیچوقت ما زنها رو درک نمیکنن، اینطور مواقع بجای اینکه کمک حال ما باشن بلای جونمون میشن

اخه گلی اصلا درک نداره میگه یجور برخورد می‌کنه انگار من دروغ میگم 

مردها مثل بچه هان ،بنظرم از دلش دربیار و بهش توضیح بده که مریض بودم و تو هم نباید انقدر تند رفتار می ...

تو این هفت سال تا حالا اینجوری گریمو درنیاورده بود که عین خیالش نباشه نمی‌دونم چش شده سختمه تحمل این شرایط 

کمتر مردی پیدا میشه درک کنه.

سعی کن خونسرد باشی چون مسیله مهمی نبوده.اون چندبار هم ک اومده اتاق مثلا منت کشی کرده ولی اون جوری ک خودش بلد بوده پش سخت نگیر شما ک بچه هم داری چرا اوقاتت و تلخ می کنی.

واسه همچین چیز ساده ای بری خونه پدر؟

الان پریودی و درد داری یکم تحمل کن بعد پریودی تصمیم بگیر و باهاش حرف بزن

کمتر مردی پیدا میشه درک کنه. سعی کن خونسرد باشی چون مسیله مهمی نبوده.اون چندبار هم ک اومده اتاق مثل ...

عزیزم قبلاً بحث میشد میومد هی دورو ورم عذر خواهی به هر زبونی الان چند وقته اینجوری دیکتاتور شده

عزیزم قبلاً بحث میشد میومد هی دورو ورم عذر خواهی به هر زبونی الان چند وقته اینجوری دیکتاتور شده

دوستت ک داره شک نکن.دوستی نداره که دیکتاتوور باشه روش اثر کرده باشه؟

ببین زن ها هم  با هم حرف میزنیم و به هم یاد. میدیم اون هم از کسی یاد گرفته این جوری بودن و.بجرد دنبال رفتارش باش.

یا خیلی ناز نکردی براش؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108