بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من یه بار رفتم خونه خالم کیک درست کنم یه شونه تخم مرغ رو ریختم تو کیک بعد در اوردم از فر خیلی بدمزه بود واقعا بعد خواستم بقیه نفهمن با همون قالبش از پنجره انداختم بیرون خود تو سر همسایه خالم بیچاره اومده بود بالا اب قندش میدادیم میگفت خانوم یهو دیدم یه چیزی داره میاد خورد تو سرم
یه بارم همین خالم بنده خدا ناراحتم کرد منم وقتی خواب بود لاکاش رو اوردم مثل رنگ پاشیدم رو دیوارا حالا همه خونشم کاغذ دیواری بعدشم انداختم تقصیر دختر خودش
وایی انقدر دستشویی کردم رو فرشاش انداختم تقصیر پسرش خاطراتم تازه شد