هدفمان دربهبودی این است که کاری کنیم احساس راحتی،ارامش ورضایت کنیم.شاد باشیم.میخواهیم با خود ومحیطمان درصلح وارامش باشیم. گاهی برای انجام آن لازم است گذراندن سختی را بپذیریم.
منظور من عادت به رنج وبیچارگی یا بوجودآوردن ناراحتی بی مورد نیست. منظور من ناراحتی معقولی است که گاهی درهنگام التیام یافتن لازم است تجربه کنیم.
وقتی تحت عمل جراحی قرار گیریم ،روز بعد از جراحی شدیدترین درد را داریم.
وقتی مراحل بهبودی را میگذرانیم روی خود عمل جراحی عاطفی ،ذهنی ومعنوی انجام میدهیم. ان قسمت ازخویش را ک بیمار شده ومبتلا گشته جدا میکنیم.
گاهی آن روند ناراحت کننده است.
برای تحمل ناراحتی واحساس موقتی عذاب عاطفی ب اندازه کافی قوی هستیم.
وقتی بخواهیم با ناراحتی و رنج خویش روبرو شده آن را احساس کنیم،تقریبا در مرز آزادی هستیم.
*امروز میخواهم با ناراحتی خویش روبرو شوم ، بااعتماد به اینکه بعد از آن التیام و رهایی وجود دارد ، خدایا کمکم کن هرچیزی را که برای التیام و رهایی من لازم است پذیرا باشم.هنگامیکه این کار را انجام میدهم ، اعتماد دارم که خودم ،دوستانم، نیروی بیکران هستی و کائنات مراقب من هستند و از من حمایت میکنند.*