فککنم عاشق شدم بدم شدم رو خودم نمیارما ولی دلم تنگه تنگه
پسر همسایمون فقط اولش میگفتم خیلی پسر خوبیه چن بار گفتم حس ششمی بیاد یکی گفت میشه یکی گفت نمیشه مانع بینتون هست به هر حال ولی من عجیب دلم میخادش
امشب شب یلدا هست اومدم خونه بابابزرگم از اون دورم ولی تو هر لحظه همش اونو کنارم تصورم میکردم همچین دلم برش میلرزیدبرام عجیب بود......
هعی امان از این دل