نه هیچ تلاشی نکرد آشتی کنیم هر بار پیام میده نه سلام میکنه نه حالمو میپرسه فقط میگه پولم چی شد پولم چی شد
والا برناممون همین بود که مامانش عروسی بگیره ما هم با این پوله زندگیمون رو شروع کنیم ولی همچی 180 درجه عوض شد یهو گفت میخوام باهاش سرمایه گذاری کنم تو هم برو خونه بابات وضعم که خوب شد میام دنبالت
منم بهش گفتم بعد 3 سال اگر رفتم واسه همیشه میرم
گفت هرطور خودت صلاح میدونی
نمیدونم خانوادش یادش دادن نمیدونم دعا واسش گرفتن
خیلی داغونم خیلی
این سال یه پس اندازی داشتیم همش از اون خوردیم