من دوتا دوست صمیمی دارم
یکیشون رو باهاش رفتیم با هم پیش عشقم و بعد هی بیشتر شک شدم چون حس ششم قویه و به اون یکی دوستم گفتم حسمو
تا گذشت هفته پیش اومد پیشم دوستم و گفت من دلم نیومد بهت خیانت کنم اون خودش درخاست داد(اکرینشو برام فرستاد) و ..
گفت کات کردیم ولی من هنوزم همون حسم میگه ک با همن
خیلی برام سخته
دیگه پیام بهش ندادم پسره رو
ولی دوستم ک پیشمه هم کلاسمه
نمیرارم بفهمه غممو همه میگن چرا اینقد یه دفعه عوض شدی
از یه دختر شاد و پر انرژی تبدیل شدم به یه بی حوصله بی حال
فقط توی دنیا یه دونه رفیق برام موند ک رفاقتو همه جوره ثابت کرده
وقتی شنید انقد عصبی شد میخاست بهش زنگ بزنه نذاشتم الان همش میگه میخام زنگش بزنم نمیزارم من
جلو کسی به روی خودم نمیارم ولی داغون شدم 😔