یه حال خیلی خیلی مزخرفی دارم امروز نمیدونم چرا اینجوریم . هر چقد فک کردم نتونستم توضیحی براش پیدا کنم مینویسم برای خودم شاید کمی حالم بهتر بشه..
داستان از جایی شروع شد که فهمیدم تنبلی دارم . با فولیکول ۷ این ماه هیچ شانسییی ندارم . دکتر گفت ۶ ماه ممکنه طول بکشه معلوم نیست . از اون موقع هزاران تاپیک خوندم بعضیا بعد یه ماه و بعضیا بعد ده سال و بعضیا هیچوقت جواب نگرفتن ... غم و استرس عالم رو دوشمه .... از همه بدتر اینکه هیچکس از مشکلم خبر نداره حتی مادر خودم . بعد میرم دکتر یا سونو همش استرس دارم چشمم به دره که یهو یه آشنا نیاد تو
هردوتا خواهرشوهرام باردارن بچه دوم رو ... و بیشتر اقوامی ک بعد ما ازدواج کردن هم باردارن ... امشب اومدن خونمون بماند که بی خبر و یهویی اومدن و امادگی نداشتم ... از همه بدتر اینه چند روزه گلومم درد گرفته
به حال عجیبی امشب دارم . حتی حوصله خودمم ندارممم از همه دنیاااا متنفرم
حتی حس میکنم با خدام قهرم میخام باهاش حرف بزنم بغض میکنم از اینکه داره زجرمو میبینه ولی باز هیجی نمیگه
این حال مزخرف این عصبی بودن بدون دلیل این غم ک حتی نمیشه اشکامم بیاد ممکنه اثر این داروهای ک میخورم باشه مثلا هورمونام تغییر کرده باشه؟
زیاد نوشتم اما فقط اینطوری آروم میشم ببخشین🌷