من كلا نسبت به هيچي ذوق ندارم از هيجي لذت نميبرم مثلا چن روز ديگ شب يلداس خيليا لباس ميخرن برا سفره ارايي و دسر و كيك برنامه ميريزن من اصلا انگار نه انگار
كلا زندگي نميكنم از بچم ،شوهرم، خونم ،ب خودم رسيدن ،برا هيچي انرژي ندارم همش خوابم مياد دلم ميخواد بخوابم (كارا و مسئوليتامو انجام ميدم ولي زندگي نميكنم لذت نميبرم)همش دلم ميخواد بچمو بخوابونم خودمم بخوابم يا مثلا دانشگاه مورد علاقمو قبول شدم ولي الان كه چن ساله دانشجوم برا اين قضيه كيف نميكنم برا دانشگاه رفتن عشق نميكنم برا خريد هم تا يه چيزي تو بازاره نسبت بهش ذوق دارم بعد خريدنش ديگ همونطوري خنثي ميشم
به معني واقعي زندگي نميكنم