خواهرم بار اولش نیست این بار پیش پدر و مادرم پیش زن داداشم ،پشت سرم حرف های مزخرف زده هم خودش هم شوهرش.حسود،حسادتش رو توی لحن حرفاش قشنگ میفهمم .من دلسوزش بودم خواهرانه دستشون رو گرفتیم،دستمون نمک نداره دلم شکسته ازش به شوهرم نمیگم بفهمه کلا قطع رابطه میکنه
میخوام این بار دیگه به روش بیارم خسنه شدم ازش تو ظاهر خودم رو حفظ میکنم ولی از تو داغونم هر بار با دیدنشون
هیچ وقت از هیچ کس گله نکردم ازم سواری میگیرند